آزاده
آرزوهای بزرگ زنی که احساسش را باید برای تلفن همراهش تعریف کند
آزاده
تفاهم به معنای درک کردن نیست / بلکه به معنای تحمل تفاوتهاست
آزاده
من حسرت ایرانی بودن دارم ... من ایرانی نیستم ...
آزاده
یادت می یوفتم هر جا که میرم ، با یاد چشمات آروم می گیرم
آزاده
ناراحت بودن برای چیزهایی که ندارید ؛ نابود کردن چیزهایی است که دارید
آزاده
نوش دارو پس از مرگ سهراب ، همیشه و در همر زمان ، تلخ ترین بیهوده جهان است
آزاده
تا این لحطه نگرانش بودم ... الان ازش می ترسم ... آینده رو می گم
آزاده
دلتنگی هایم از سقف آروزهایم بیشتر شد ، یادم رفت قد بکشم ....
آزاده
حرف که می زنی نمناک می شم ، تلخی ات ، روی قهوه اسپرسو را کم می کند...
آزاده
به من بدبخت ، فلک زده کمک کنید ...