آزاده
آرزوهای بزرگ زنی که احساسش را باید برای تلفن همراهش تعریف کند
آزاده
اینجا زمین است ... زمین گرد است ... و تویی که مرا دور زدی روزی به من خواهی رسید ... حال و روزت دیدنیست
آزاده
گاهی حجم دلتنگی هایم انقد زیاد می شود ... که دنیا با تمام وسعتش برایم تنگ می شود ...
آزاده
چقدر عجیبه ... تا مریض نشی کسی برات گل نمی یاره ...
آزاده
کسی که یک بار مرا فریب دهد ... برای او ننگ است / ولی کسی که دوبار مرا فریب دهد ... برای من ننگ است ...
آزاده
لعنت به گذشته خاطرات خوبش تکرار نمی شن ... / ولی خاطرات بدش آدمو راحت نمی زارن
آزاده
خدایا ! تو کسی داری که بغلت می کنه !؟ انقده آرومی ...
آزاده
من برای متنفر شدن از کسانی که از من متنفرن وقتی ندارم ؛ من گرفتار دوست داشتن کسانی هستم که مرا دوست دارن
آزاده
هنگامی که کسی آگاهانه تورا نمی فهمد ، خودت را برای توجیه اون خسته نکن ...
آزاده
نسلی هستیم که جبهه و جنگ نرفتیم ولی موجی شدیم ...
آزاده
فاحشه را خدا فاحشه نکرد ، آنان که در شهر نان قسمت می کنند آن را لنگ نان گذاشتنه اند ؛ که هر موقع لنگ هم آغوشی می ماند او را به چکی سه رقمی بخرند
آزاده
مهم نیست چه وقت چه طور ؛ یه کار بی ارزش انجام می دید ، مهم این که این کار از نظر دیگران چقدر ارزش داره