مُشتبااا ..
هیچ چیز بیشتر و بدتر از این مغز استخوان آدمو نمی سوزونه که اطرافیانت بهت بگن که اگه دوستت داشت نمیرفت...
مُشتبااا ..
خیال آمدن دارد باران ؛ اگر خورشید , چوب لایِ چرخ ِ ابرها نگذارد
مُشتبااا ..
گل هم که باشی ، با حس زیبا پسندی شان - از ریشه به در ات می آورند
مُشتبااا ..
سالها بودم و مرا ندیدی ، گویا که بودنم عادت شده بود ... حال می روم که شاید نبودم احساس شود...!!!
مُشتبااا ..
خدا جون میشه امشب تو منو بغل بگیری؟ بگی آروم توی گوشم: وقتشه دیگه بمیری....
مُشتبااا ..
ساکنان دریا بعد از مدتی صدای امواج را نمیشنوند. چه تلخ است قصه عادت...
مُشتبااا ..
خدا یا شکرت ما دیگر فقیر نیستیم،دیروز پزشک آبادیمان گفت: چشمهای پدرم پر از آب مروارید است.
مُشتبااا ..
سه حرف دارد ... اما برای پر کردن تنهایی من , حرف ندارد.............. خــــــــــــدا ...
مُشتبااا ..
فكر نميكنم ما كور شديم ، فكر ميكنم ما كور هستيم، كور اما بينا، كورهايي كه ميتوانند ببينند اما نميبينند
مُشتبااا ..
مگر با باد نسبتی داری؟ چقدر شبیه تو , یک لحظه آمد , مرا پیچاند و رفت...
مُشتبااا ..
روزگار لعنتی! هــــــــــــر سازی که زدی رقصیدم .. بی انصاف یکبار هم تو به ساز من برقص ؛ ببیــــــــن دلم چه " شـــــــــــوری " میزند ... !
مُشتبااا ..
آدم دلتنگ حرف حالی اش نمی شود ... برایش فلسفه نبافید...
مُشتبااا ..
دل مـــــــثـل چـســـــــــــــب مــــــیمانــــــد !.!.! چـــــند بار که بکَـــــنی دیگــــر نمیچســـــبد . . .
مُشتبااا ..
دلش برای روزهایی که با یک مــــاچ خَـــر می شد، تنگ شده بود؛آخر تازگی ها هزار بار هم که با کسی می خوابید، کـَکـَــش نمی گزید...