دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ᾋṨἬἝƓἬ

این جا می توانی خودت باشی خالی از رنگ ،سفید سفید............ درباره »
ᾋṨἬἝƓἬ
زن
امتیاز: 5194

دنبال‌شدگان

(1003 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(913 کاربر)

گروه‌ها

(35 گروه)

بازدید

ᾋṨἬἝƓἬ
ᾋṨἬἝƓἬ

عزم دیدار تو دارد جان بر لب آمده ...... بازگردد یا برآید؟ چیست فرمان شما؟ ...

ᾋṨἬἝƓἬ
images.jpg ᾋṨἬἝƓἬ

توی مطب دکتر وقتی کنارش می نشینم خودش را جمع میکند.چند دقیقه به سکوت می گذرد.با گوشه چادر خودم را باد می زنم ومی گویم :گرمه !پوزخندی می زند ومی گوید:اینقد که شما پوشیدین معلومه گرمتون می شه.چشمانم را ریز می کنم با لبخند می گویم ...( دیدگاه )

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
ᾋṨἬἝƓἬ
ᾋṨἬἝƓἬ

باباتو می‌شناختم. قدیما با آفتابه عرق می‌خورد، حالا «ضای» ولضالین نمازشو قد اتوبانِ قُم می‌کشه! [رئیس/مسعود کیمیایی]

ᾋṨἬἝƓἬ
ᾋṨἬἝƓἬ

مونو/دیالوگ‌های سعید نعمت‌الله محشر است. چه در جراحت چه حالا در ؛ «محرم رودروایسی‌دار به درد درددل نمی‌خوره»، «چرا خوب‌ها زود می‌رن»، «کفن که جیب نداره. داره؟»، «هه! قانون. قانون من‌م چون پول تو جیب منه»، «اون به اندازه اشتباه‌ش تنبیه می‌شه». «من عشق می‌خوام / نداریم خانوم. [ازدواج] فقط قرارداده». [فایل]

ᾋṨἬἝƓἬ
298935_MEqvZqd5.jpg ᾋṨἬἝƓἬ

چه خوب است که می‌شود شکایت‌ها و دردها را پیشِ تو آورد. را شکر، را شکر.... (:

این ارسال را بازنشر کرده است.
ᾋṨἬἝƓἬ
ᾋṨἬἝƓἬ

چشم‌هایشان را نگاه کرده بود و گفته بود: حقّ چشم‌هایتان را بدهید. پرسیده بودند: حقّ چشم‌ها چیست ای پیام‌برِ خدا؟ گفته بود: نگاه کردنِ به .

ᾋṨἬἝƓἬ
ᾋṨἬἝƓἬ

من .. حلیم و استوارِ مهربان من! باخبر باش که دنیای منی. ...بخاطر وجود مهربونت هست ک امروز سرمو بالا میگیرم و از زندگی لذت میبرم.... (:

این ارسال را بازنشر کرده است.
ᾋṨἬἝƓἬ
ᾋṨἬἝƓἬ

آدم به یک جایی می رسد که دست به خودکشی می زند، نه اینکه تیغ بردارد و رگش را بزند، نه! قید احساساتش را می زند. آدم به یک جایی می رسد که نه اینکه به این راحتی ها قید احساسش را بزند، بلکه احساساتش را حبس می کند و یک دیوار از رویش می کشد....

این ارسال را بازنشر کرده است.
ᾋṨἬἝƓἬ
ᾋṨἬἝƓἬ
توسط موبایل در بروبکس توییت

فردا امتحان كنترل مسموميت دارم ... نوشته داروسازان با فنوباربيتال خودكشي مي كنن .... چون باعث مرگ آرام در خواب می شود ..... ممنون از راهنماييتون استاد عزيز :/

ᾋṨἬἝƓἬ
ᾋṨἬἝƓἬ
توسط موبایل در بروبکس توییت

از تفریحات سالم و بسیار مفرح من در طول روز این است که وقتی روی پله برقی مترو در حال بالا آمدن هستم به چشم های یکی از مسافرینی که با پله برقی کناری در حال پایین آمدن است زل بزنم. درست از پایین ترین نقطه ای که ایستاده ام به چشم مسافری که در بالاترین نقطه است خیره می شوم . این کار باعث می شود اخلاقیات مختلف آدم ها را بهتر بشناسم. بعضی ها لبخند می زنند . بعضی ها اعصابشان خرد می شود و چپ چپ نگاه می کنند .بعضی ها ذوق می کنند و وقتی پله شان به من برسد متلک بارم می کنند و حتی ماچ می فرستند برایم! بعضی ها خجالت می کشند و هی سرشان را می اندازند پایین و بعد که دوباره سرشان را میگیرند بالا و میبینند هنوز بهشان زل زده ام باز خجالت می کشند. این گروه آخر از همه بامزه ترند. مخصوصا آنهاییشان که ضمن پایین انداختن سر لپ هایشان هم سرخ می شود !!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
ᾋṨἬἝƓἬ
image.jpg ᾋṨἬἝƓἬ
توسط موبایل در بروبکس توییت

«این دختره نیومد که! نکنه اتفاقی افتاده واسه‌ش؟» می‌داند که اگر سیگارم را مثل قرص‌هام سر وقت استعمال نکنم ممکن است مثل همان روزی که زیرسیگاری را پرت کردم سمت زن خدابیامرزم، کله‌اش را ناکار کنم. اصلاً این زن‌ها همه‌شان مثل هم‌اند. دوست دارند خودشان ما مردها را بکشند، نه دخانیات! این دختره البته خیلی فرق دارد با هم‌جنسان بدجنس‌‌اش. حقوق‌اش را دقیقاً سر ماه از حسابم واریز می‌کند به حسابش. واقعاً هم دلش می‌سوزد برای سلامتی‌ام. لایت‌ترین سیگار را می‌خرد برایم. شیشه‌ها را دو جداره کرده تا صدای طیاره‌های این فرودگاه لعنتی پاتیناژ بازی نکند روی اعصابم. ذائقه غذایی‌ام را هم خوب شناخته توی این سه ماه. قندم را هر روز می‌گیرد. هم ناشتا هم بعد صبحانه. فشارم را هم روزی سه بار می‌گیرد و هر شب عددهایش را میل می‌کند برای آن دکتر پول‌پرستم. «ماریا» با این‌که فقیرتر از قبلی‌هاست اما دستش کج نیست. دلش هم. با کرشمه فکر خر کردن من نیست. حاشیه هم ندارد و کله‌اش توی درس و دانشگاهش است نه مثل قبلی‌هال توی موبایلش. کلیسای هفتگی‌اش هم ترک نمی‌شود هیچ. از وقتی آمده شبی یک ربع کتاب مقدس می‌خواند برایم. (ديدگاه )

ᾋṨἬἝƓἬ
ᾋṨἬἝƓἬ

چه کنم با این روان خسته و پریشان ؟ .......خدایا مددی کن..... ):

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
ᾋṨἬἝƓἬ
ᾋṨἬἝƓἬ

این روزها که سرعت اینترنت ذغال‌سنگ‌ی شده، تداعی این خاطره دوستم که برای فرصت مطالعاتي دکترایش رفته بود اتریش، تازه می‌کند داغ دل‌م را. می‌گفت «یک فایل 5 مگابایت‌ی را دانلود کردم. هیچ پیغامی نداد. بلافاصله دوباره دانلود را کلیک کردم. پیغام Replace داد» ):

ᾋṨἬἝƓἬ
ᾋṨἬἝƓἬ
توسط موبایل در بروبکس توییت

گفتم که دگر چشم به دلبر نکنم / صوفی شوم و گوش به منکر نکنم / دیدم که خلاف طبع موزون من است / توبت کردم که توبه دیگر نکنم .....

ᾋṨἬἝƓἬ
ᾋṨἬἝƓἬ
توسط موبایل در بروبکس توییت

همه مردم شهر / بانگ برداشته اند، / كه چرا سیمان نیست / و كسی فكر نكرد / كه چرا ایمان نیست./ و زمانی شده است / كه به غیر از انسان، / هیچ چیز ارزان نیست .....

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.