...
دلم گرفته است ".... مثل همه ی زنانی که به زمین خیره می شوند ، .... و انگشترشان را می چرخانند
...
خسته گی ها هم قلابی شده اند ... ، قدیم ها با این خسته گی ِ من ... حداقل سه نفر می مُردند ..
...
پول ، پول می آورد... محبت ، محبت را زیاد می کند... و تنهایی همیشه تنها ترت می کند
...
بعضی ها شبیه مترسکند. ... از دور زنده اند. شبیه زنده ها هستند. ... به خصوص اگر نسیمی هم بیاید و پته پیراهن مترسک را تکان بدهد. ... حتی پر هیبتند. ... یا بعضی وقتها زیبا. .... اما همین که رفتی نزدیک تر . یکی دو قدمی اش. .... دیگر حتی شبیه مرده ها هم نیستند. .... پوچند. نه صورتی و نه دست و پائی. .... بعضی ها شبیه مترسکند ... باید از دور نگاهشان کرد. ... خیلی دور.
...
کاش دهقان فداکار ..........دو پيراهن داشت....... دومي را هم آتش مي زد سر راه ايستگاه ......... سر راه ايستگاه.............قطار ما را هم ... از حادثه مي رهاند.......... چرا اين قطار هميشه از پي حادثه مي رود ...***
...
خجالت نکش ... سرت را بالا بیاور مـــــــــرد ، ... خجالت باید آن مسئولی بکشد که این تصویر را می بیند و می گوید ما در این مملکت فقیر نداریم ... خجالت باید آن بچه پولداری بکشد که هنوز پشت لبش درست سبز نشده اما ماشین پانصد میلیونی سوار می شود ... و تو را با پوزخند مسخره می کند ... خجالت باید آن کسی بکشد که از کنار تو بی تفاوت رد می شود ... و می گوید حتما حقش بوده ... و عرضه زندگی نداشته...
...
دنیا پر از تباهی است ... نه به خاطر وجود آدمهای بد ... بلكه به خاطر سكوت آدمهای خوب !!!
...
سخت است حرفت را نفهمند،........... سخت تر این است که حرفت را اشتباهی بفهمند،......... حالا میفهمم، که خدا چه زجری میکشد.... ... وقتی این همه آدم حرفش را که نفهمیده اند ............هیچ،............ اشتباهی هم فهمیده اند