...
خنده های تو تنها چیزی ست ..... که خدا ..... یا دست هایش خلق کرد! ..... زمین و کهکشان و کوه ها .... دایناسورها و دریاها .... و تمام مردم ... خود به خود پیدا شدند!
...
خسته گی ام در نمی رود که هیچ . . . . . بی شرف همه را هم فراری می دهد . . .
...
اینکه ساکتم؛ .........چیزی نمیگویم؛............ یعنی به سیم آخر زدهام............. سیم آخر سیم خوبی نیست!
...
خسته ام . . . نه از آن خستگی ها که زنهای خانه دار از صبح به دوش می کشند با خود . . . نه از آن خستگیها که پدرها پشت لبخند غمگینشان وقت وارد شدن به خانه مخفی می کنند . . . خسته ام ....... از آن خستگیها که توی دل بچه ها جمع می شود . . . بعد از شنیدن غرغر بزرگترها برای جمع کردن اسباب بازیهایشان که پهن شده توی اتاق ..
...
آدمها برایت برابر می شوند........... وقتی به اندازه ی حوصله ات دوستشون داشته باشی............. نه لیاقتشان
...
آی آدم ها ...........یک نفر اینجا پشت ِبهار جا مانده است!................ نمیتواند از زمستان و آدم برفی اش دل بکند ..........یک نفر اینجا غمگین است از شادمانه ها ............یک نفر اینجا مداد سبزش شکسته...........بهارش نمی شود........... خسته است
...
به زبان ِ ساده ی ِ ریاضی اگر بخواهم بگویم ......... تو " یک " ی هستی که نمی دانم چرا ... ؟!.......... ولی هر جور حساب می کنم ............. میلیون هم منهای ِ تو صفر می شود ...
...
باید بنشیم کنار خودم ..........و آرام آرام این زن درون خودم را بکشم بیرون .............و یک دل سیر فقط نگاهش کنم........... پ.ن : دورم ....دور
...
نامردهای نسل ما ابتکار به خرج دادند!........ .ثابت کردند که........... گاهی میشود از دسته ی خنجر هم استفاده کرد!!!...
...
نمی دانی ... هیچکس نمی داند پشت این چهره ی آرام در دلم چه میگذرد ..............نمی دانی......... کسی نمی داند........... این آرامش ظاهــــــر .......و این دل نـــــــا آرام.............. چقدر خسته ام میکند.....!
...
دُرُست مثل ِ میوه های ِ از شب مانده روی ِ گاری ... ، هیچ کس ... آدم ِ دَرهم را نمی خواهد ..
...
هر سه نقطه در متن ...جای یاری ست که بود و نیست...
...
ک_________________اش .............زندگی مثل فیلمها بود