...
مردها شکست عشقی میخورند، ... اما زنها میمیرند...
...
درد اینجاست ....! ... و اینجا جای دوری نیست .....! ...
...
می دانم، .... تو مقدس بودی یا جنسی یتِ زنانه ی تو ... مادر..! ... همیشه دلم می خواست خودت را ... تو را تقدس کنم ... که نه زن بودی نه مرد ... چیزی از جنس آب و باد ... چیزی از جنس آتش و خاک ... چیزی از جنسِ خدا!! ... نه ... تو اصلا ... خودِ خدا ... بودی! ...
...
بعضی ها شبیه مترسکند. ... از دور زنده اند. شبیه زنده ها هستند. ... به خصوص اگر نسیمی هم بیاید و پته پیراهن مترسک را تکان بدهد. ... حتی پر هیبتند. ... یا بعضی وقتها زیبا. .... اما همین که رفتی نزدیک تر . یکی دو قدمی اش. .... دیگر حتی شبیه مرده ها هم نیستند. .... پوچند. نه صورتی و نه دست و پائی. .... بعضی ها شبیه مترسکند ... باید از دور نگاهشان کرد. ... خیلی دور.
...
نیا ! ... تو اگر بیایی ... دیگر کسی مرا نمیخواند. ... مردم که احمق نیستند، ... خوبْ فرقِ اصل و بَدَل را ... میفهمند!
...
کاش زندگی هم نرده داشت ... آن وقت به جای اینکه هر سال ، ... پله پله پیرتر شوم ... می نشستم روی نرده و تا آغوش مرگ ، ... سر می خوردم
...
کاش به جای پاکت سیگار ، ... روی چشم های تو می نوشتند ... هشدار!
...
این جــا دنیای مجازی است ... مـیل به مـظلوم نـمایـی زیـــــــاد ... تـنهــایــی هـیچ کـس را باور نــکنـید؛ .....مردُم عـشقـشان را بلاک مـی کنند ،....... تا هـر غـلطی میخواهند انجام دهند !
...
سلامتی اونایی که ... جای اعتقاد به بهشت و جهنّم ... و اون دنــیا ... به یه کم انسانیت تو این دنیا معتــقدن ...
...
خدای ِ متعال ... از بنده اش در برابر ِ بلایا و حوادث محافظت می کند ... تا خود َش با دست های ِ خود َش او را بُکشد ...
...
گاهی حــــرف ها وزن ندارد … ریتم ندارد … آهنگ ندارد … اما خوب گوش کن … درد دارند
...
ی حسی دارم... قابل گفتن...و نوشتن نیست... خوب نیستم... بغض دارم... امروز... یکی از عزیزان ...نزدیکان در خاک آرمید ..... خداحافظی... امروز ی چیز خیلی مهم یادم داد... ... چیزی برای گفتن ندارم:.... قلبم شکسته شده و ... اشکم سرازیر... من...
...
خیال کردی..رفتی و تمام..؟؟ پریدی... وخلاص..؟؟ من هرگز کوتاه نمی آیم..!! میبینی... تا ابد دهانت.. از شعرهای عاشقانه من سرویس است...
...
این روزهاچقدر شبیه سکوت شده ام! .....................باکوچکترین صدایی میشکنم!!!!!