...
........................ کارم از حاجت گذشته! ............بلکه سماجت روا شوم....!!
...
نادر هم گمان می کرد .......عجب لطف بزرگی در حق سیمین می کند......... که بدون دخالت اجازه می دهد برود........... نادر خنگ نبود. .......من معتقدم........... اساسا هیچ مردی قادر به شناختن جهان زنانه نیست.
...
حیران مانده ایم میان حلالها و حرامها....... مثل الهه ناز که روزگاری حرام بود و اینک........ پیش درآمد اذان شده است!!!
...
روزي ميرسه كه بچه هامون ميگن:............شــــــما وقتي جوون بودين؛؛؛چـــــي كار براي آينده ي ما ميكردين؟؟؟.............. بـــــــــا افتخار سرمون مياريم بالا و ميگيم: ..............كليك كليك كليك كليك كليك كليك...
...
مارا آفریده اند.......... نه برای خواب............. که برای فهم دردناک بی کسی......
...
انسان خیلی ضعیف است ... ولی ... به خدا این خداست که به کمک احتیاج دارد ...
...
... من هنوز فکر می کنم رعد و برق.......... صدای سرفه های خداست.............. که این روزها زیاد سیگار می کشد ؛
...
دل میگه تموم میشه فصل سخت انتظار... ..........سلام عزیزان
...
رفتنَت ........کبریت کشیدن بود در انبار کاهی که از چهار طرف در معرض باد است........ خانه را هم سوخت؛............ هم بر باد داد!
...
آدم ها از دور خیلی دوست داشتنی تر اند،... و من غریبه ها رو تا وقتی که غریبه بمونند دوست تر دارم!...آدم ها از نزدیک دروغ محض اند، سراب اند و خالی!.... معمای آدم ها از نزدیک خیلی زود تر از چیزی که فکرشو بکنیم حل میشه!!!..... دنیای مجازی بدی های زیاد داره، ...اما خوبی های کمی هم نداره!.. داستان از این قراره که:... ما ها برای فرار از دنیای واقعی ای که به کام ما نمی گرده به دنیای مجازی پناه می آریم .....و دوباره برای فرار از آدم های مجازی و غیر قابل لمس به دنیای واقعی بر می گردیم.... و این چرخه ی دیوانه کننده چه بخواهیم چه نخواهیم داره توی این قرن اتفاق می افته.... و ما ها هم داریم توی همین دوره زندگی می کنیم! ....اینکه هنوز دلی برای دلی در زمان و مکان و موقعیت درست بتپه فقط یه احتماله،.... یه شانس؛.... و قانون احتمالات هم که در ریاضیات به هر حال در ذاتِ خودش به سمتِ صفر میل می کنه؛.... هیچ کاریش هم نمیشه کرد!... و ما هم توی همین نقطه از زمان ایستادیم!
...
این روز ها......... برد با كسی است که بیرحم باشد! .......از دلت مایه بگذاری........ باخته ای...!
...
شکسته آمده ام تا شکسته بنویسم...
...
یا این چیزی که خدا نشسته داره با ما مینوشه ... چایی نیست ... یا این کسی که نشسته با ما چایی مینوشه ... خدا نیست