آبجی کوچیکه گفت : چپ یا راست ؟ چپ یا راست ؟
آبجی بزرگه گفت : م م م راست …
آبجی کوچیکه گفت : درسته ، درسته ، آرزوت برآورده میشه ، هورا … بعد دستشو دراز کرد و از زیر چشم چپ آبجی مژه رو برداشت !
آبجی بزرگه گفت : تو که از زیر چشم چپ ورداشتی ؟!؟!
آبجی کوچیکه چپ و راست رو مرور کرد و گفت : خوب اشکال نداره … دستشو دراز کرد و یه مژه دیگه از زیر چشم راست آبجی برداشت و گفت : دیدی ؟ آرزوت میخواد برآورده شه ، دیدی ؟ حالا چی آرزو کردی ؟؟؟
آبجی بزرگه گفت : آرزو کردم دیگه مژه هام نریزه …
بغض عجیبی روی صورت هر سه تاشون نشست ؛ آبجی کوچیکه ، آبجی بزرگه و پرستار بخش شیمی درمانی !
برگههای مرتبط با ارسالها در داشبورد (شامل تبهای اصلی و سابتبها، گروههای کاربر در داشبورد، حلقهها، صفحه بندی)، پروفایلها (شامل برگههای تفکیک ارسالها و صفحه بندی) و همچنین گروهها (شامل صفحهبندی) #Ajax شدند.
کی اشکاتو پاک میکنه وقتی تو #پادگانی .. دست رو موهات کی میکشه وقتی که #مو نداری بزن لایکو سلامتی سربازای بی #ملاقاتیسلامتی #اشکایی که از دوری #عشقشون و #خانوادشون میریزن سلامتی #بیخبریاشون از خیلی جاها سلامتی#پدر #مادراشون که چشم براهشونن سلامتی اونایی که رفتن سربازی #عشقشونم رفت با یکی دیگه سلامتی سربازایی که تو خدمت هم #خرج خانواده میدن سلامتی هر چی #سربازه ♥