azita
حسهاي بد و منفي مثل كينه، حسد، غم و غصه چنان با قدرت و سرعتي غيرعادلانه راه خود را در افكار آدمي باز مي كند كه به ناچار افكار خوب و خوشايند مجبور به عقب نشيني مي شوند
azita
خنده را معنای سرمستی مدان آنکه می خندد غمش بی انتهاست
azita
هوای فرار که به سرم می زنه از خودم هم فرار می کنم.
azita
کاش با یک خواب می شد این خستگی رو به در کرد
azita
فاصله تان را با آدمها حفظ کنید ! از یک جایی به بعد ، آدمها تاوان دوری آرزوهایشان را از نزدیکی شما می گیرند
azita
بعضی وقتا تنهاییتو به شدت لمس میکنی ، مث ِ وقتی که راه میری و همیشه دستات تو جیبات ِ تازه میفهمی چقد دستات خالین وقتی دستی نیس که بگیرتشون