azita
تو نیمه راه زندگی دل من پر خونه / دنیا با این قشنگیاش واسه من زندونه / وای که تموم نمی شه لجبازی هات زمونه .... هایده
azita
آنچه در قلک اندیشه خود می بینی استخوان بندی فردای تو را می سازد
azita
ادب واقعی مانند آب صاف بی رنگ و گوارا است
azita
آرزوها بذرهایی هستند که منتظرند در فصل خود جوانه بزنند
azita
سنگی که طاقت ضربه های تیشه را نداردتندیس زیبایی نخواهد شد-از زخم تیشه خسته نشو وجودت شایسته تندیسی زیباست
azita
برای عشق غیر ممکن خلق شده ام نه به وصل می رسم، نه میتوانم فراموش کنم
azita
درساغرتو چیست که با جرعه نخست.. هوشیار و مست را همه مدهوش میکنی
azita
مگر میشود با سنگ انداختن پیاپی در آب، ماه را از حافظه ی آب گرفت؟
azita
خدایا به آنچه که دادی تشکر و به آنچه که ندادی تفکر و به آنچه که گرفتی تذکر که داده ات نعمت و نداده ات حکمت و گرفته ات امتحان
azita
دلم اندازه این ابرها گرفته/عشق تو خنده از این لبها گرفته/چی بگم هر چی بگم فایده نداره/غم عالم توی قلبم جا گرفته
azita
تا ساغر من پر از شرابست /از شر زمانه در امانم/ تا در کفم آستین ساقیست/ فرش است فلک بر آستانم/دیدم ز محبتش فروغی/چیزی که نبود در گمانم
azita
خدا را ای نصیحت گو حدیث ساغر ومی گو كه نقشی در خیال ما ازین خوشتر نمی گیرد
azita
چه تلخ است گم شدن در خود به یک بیهوده دل بستن...