azita
میبخشم کسانی را که هر چند خواستند با من با دلم با احساسم بازی کردند و مرا در دور دست خودم تنها گذاردند و من امروز … به پایان خودم نزدیکم پروردگارا به من بیاموز در این فرصت حیاتم آهی نکشم برای کسانی که دلم را شکستند
azita
چند روزیست حال من دیدنیست/ حال من از این و آن پرسیدنیست/ گاه بر روی زمین زل میزنم/ گاه بر حافظ تفال می زنم/ حافظ دیوانه فالم را گرفت/ یک غزل آمد که حالم را گرفت/ ما زیاران چشم یاری داشتیم/ خود غلط بود آنچه می پنداشتیم
azita
در اين دنيا کسی عاشق نمي مونه اخه هيچ کس از اون چيزی نمي دونه همه مي خوان بگن که عاشق هستن ولی انگار همه دنيا پرستن کسی که عاشقه دنيا نداره اخه دل که با اون کاري نداره!!
azita
كهنه فروش داد ميزنه چراغ شکسته ميخريم….. کفشاي پاره ميخريم …. اسباب کهنه ميخريم ….. بي اختيار دادزدم : کهنه فروش قلب شکسته ميخري
azita
دل را دادم به تو آن را شکستی / جام عشق دادم به تو آن را شکستی / غرورا دادمش برای تو آن را شکستی / چه کنم از دست تو چه کنم ای بی وفا / که هرچه از عشق دست تو بود آن را شکستی
azita
گاه گاهی به درد دل خود میخندم / خلق دارند تصور ، که دلی خوش دارم . . .
azita
در این بازار نامردی به دنبال چه می گردی؟ .....
نمی یابی نشان هرگز تو از عشق و جوانمردی ......
برو بگذر از این بازار ، از این مستی و طنازی .....
اگر چون کوه هم باشی در این دنیا تو می بازی
azita
گفتم دل ای دل حالا چه وقت خوابه / عشق امده سراغت منتظر جوابه .... دل گفت بذار بخوابم این یکی هم سرابه / عشق که من شناختم فقط تویه کتابه ... می خوام که بگذرم از امواج باور عشق / اما می بینم از دور پلها همه خرابه ...... دوست داشتن زیادی خودش یه جور عذابه / آری به دریای عشق تا می رسی سرابه .... گفتم که دل ای دل جوونی مون چی میشه / میون قوم عاشق نشونیمون چی میشه ..... تو مهر باطل عشق نزن رو سرنوشتت / عشقت که هر جا هست اونجا میشه بهشتت
azita
برو برو که خسته از شکستنم ، من عاصی از هر عشق و هر دلبستنم / کبوترم که پر زدم ز بام تو ، بیزارم از نامت به لب آوردنم
azita
دوست بداريد كساني را كه به شما پند مي دهند نه مردمي كه شما را ستايش مي كنند.