azita
تمام قند های توی دلم را آب کردم برای تو تویی که چایت را همیشه تلخ می خوری.!!!
azita
در رویاهایت جایی برایم باز کن جایی که عشق را بشود مثل بازی های کودکی باور کرد ... خسته شدم از بی جایی
azita
ساکتم اما میان این سکوت هستی عمر خودم را باختم
azita
در عجبم از مرام این مردم پست.... این طایفه زنده کش مرده پرست... تا که هست به ذلت ببرندش سرو دست... تا که مرد به عزت ببرندش سر و دست... ما از آن سوخته دلانیم که ز کس کینه نداریم... یک شهر پر از دشمن و یک دوست نداریم..
azita
وقتی دل تنها کالائیست که خدا شکسته ی آن را می خرد پس چرا من به دست کسی که دلم را شکست بوسه نزنم؟!
azita
بدبختی ما این حسن را دارد که دوستان واقعی را به ما میشناساند
azita
با دارایی خود نمی توانید دل مردم را به دست بیاورید ، پس دلشان را با اخلاق (نیک) به دست آورید
azita
تا کی غم آن خورم که دارم یا نه / وین عمر به خوشدلی گذارم یا نه پر کن قدح باده که معلومم نیست / کین دم که فرو برم برارم یا نه .
azita
اگر هنوز قوانین بازی رو یاد نگرفتی بهتره خودت محترمانه از بازی انصراف بدی قبل از اینکه دیگران شکستت رو جشن بگیرن
azita
اگر هنوز قوانین بازی رو یاد نگرفتی بهتره خودت محترمانه از بازی انصراف بدی قبل از اینکه دیگران شکستت رو جشن بگیرن
azita
افسوس که صدای خش خش لحظات عمر را زیر پای خود نمی شنویم.