azita
خمیده پشت از آن دارند پیران جهان دیده که اندر خاک می جویند ایام جوانی را .
azita
کسانی که سر خود را مانند کبک در برف فرو میبرند در واقع لگد دیگران را به جان میخرند
azita
کسانی که سر خود را مانند کبک در برف فرو میبرند در واقع لگد دیگران را به جان میخرند
azita
کسی که برای بودنت خدا را شکر نمی کند برای برگشتنت نیز دعا نخواهد کرد
azita
هیچوقت نگذارید زبانتان از افکارتان جلو بیفتد پس گاهی حرفت را بخور تا خورده نشی
azita
ای آمده گریان تو و خندان همه کَس / وز آمدن تو گشته شادان همه کَس امروز چنان باش که فردا چو روی / خندان تو برون روی و گریان همه کَس
azita
با ادب با همه سر کن که دل شاه و گدا ، در ترازوی مکافات برابر باشد
azita
درکوه خرابات کسی پیر نشد / ازمردن ادمی زمین سیرنشد / ما گفتیم چون پیرشویم توبه کنیم/ ازبس که جوان مرد کسی پیرنشد . .
azita
بگـو ای دل در ایـن فـردا چـه داری / چه میخواهی در این صحرا بکاری چـه فرقـی داشـت با امـروز ، دیـروز / که یک عمر است فـردا میشماری . . . ؟
azita
چه خوب بود همه ادم ها میفهمیدند ٬ قبل از اینکه فسیل شوند به هم محبت کنند
azita
برای دشمنانت کوره را آنقدر داغ مکن که حرارتش خودت را هم بسوزاند
azita
چشمان تو حروف را، بی استفاده می کنند! کافی است نگاه کنی
azita
سنگین ترین بار در سفر کیف خالی است