azita
دوباره روبروی تو نگاه در نگاه من سکوت می کند دلم میان عاشقانه ام دوباره سخت می شود نگفتن نهفته ها و در میان واژه هانهفتن نگفته ها
azita
دوست مثل پول ، بدست آوردنش از نگه داشتنش آسان تر است
azita
براي اداره كردن خويش ، از سرت استفاده كن . براي اداره كردن ديگران ، از قلبت
azita
کسی به فرجام زندگی آگاه نیست ، خداوند هم نیازی به عبادت بنده ندارد
azita
امشب بوي باران تازه است / التماس گريه بي اندازه است / تازگي ها شب برايم آشناست / من و شب هستيم،غم هم پيش ماست
azita
بذار بگم که اگه من اون سر دنیا باشم / اگه من شاد باشم یا که غمگین باشم/ اگه خنده رو لبام موج میزنه/ یا که اشک از گونه هام میچکه/ اگه تو جمع باشم یا که تنها باشم/ من فقط لحظه هارو به یاد تو میگذرونم
azita
« صداقت تنها امتحاني است كه نمي توان در آن تقلب كرد »
azita
دیدی که خون ناحق پروانه شمع را ، چندان امان نداد که شب را سحر کند ؟
azita
انسان هم میتونه دایره باشه هم خط راست ، انتخاب با خودته ، تا ابد دور خودت بچرخی و تا بی نهایت ادامه بدی .
azita
اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من ، دل من داند و من دانم و دل داند و من