azita
گمونم بخت من برگشته امشب ..... که با من ساقی میخونه با من قهره .. ساقی جون درد من رو دوا بکن ..... گره بخت من رو تو وا کن
azita
از نگاهت عاقبت رو خوندم همه ی نامه هاتو سوزوندم....... پر دادم قناریهای خسته رو توی باغچه گلها رو خشکوندم ........ میدونستم که اسیری می دونستم داری میری می دونستم داری میری ......... مهستی
azita
دیگرم گرمی نمی بخشی/ عشق، ای خورشید یخ بسته/ سینه ام صحرای نومیدیست/ خسته ام، از عشق هم خسته
azita
ژرژ هربرت : یک مادر خوب به صد استاد و آموزگار می ارزد.
azita
بزن بارون كه امشب گريه دارم حكايت ها واست از غصه دارم بزن بارون كه عاشقي از ما گذشت بين ما اگه عشقي هم بود اون در گذشت بزن بارون كه امشب گريه دارم حكايت ها واست از غصه دارم بزن بارون بزن بارون كه دل غمگينه غمگينه زندس اما نمو نم نم داره ميميره.
azita
گاهي وقتا زندگي كردن پرنده ها توي قفس از هر كاري بهتره .... به شرطي كه اون پرنده تو باشي و اون قفس دل يارت
azita
همه در زندگی شطرنج بازیم / نباید بی جهت هرسو بتازیم / اگر تکنیک دلها را بدانیم / همیشه برده و هرگز نبازیم
azita
اهای شما که عاشقین /حقیقت و به من بگین؟ /عاشق و معشوق کیه/ مقصد و مقصود چیه/ درد چیه دوا چیه/ عابد و معبود کیه؟ /بمیرم ای دل ای دل که ارامش نداری / می سوزی و به جز از خدا خواهش نداری / نشوندنت تو آتیش تا که بال و پرت سوخت / الهی من بمیرم که آسایش نداری. ........ حمیرا
azita
عشق تو اوازه منه / زمزمه ساز منه / قصه من راز منه / راز دلمو بگو به همه / عشقمی که باز تو زندگیت یه عزیز نازنین بشم / واسم یه عشق اخرین بشی واست عشق اخرین بشم........حمیرا
azita
عطر و شکوفه داری مثل گل بهاری / وقی که از راه میای شادی و شور میاری/ مهربونیت قشنگه هم زبونیت قشنگه / وقتی باهام قهر میکنی پشیمونیت قشنگه