azita
قبل از عاشق شدن بیاموز که چگونه در برفها راه بروی بدون اینکه ردپای از خود برجای بگذاری
azita
به هرکس دل سپردم بی وفا شد.. ..چو پا بذرش شدم از من جدا شد.. ..نمی دانم از اول بی وفا بود.. ..یا نازش کشیدم بی وفا شد
azita
میبخشم کسانی را که هر چند خواستند با من با دلم با احساسم بازی کردند و مرا در دور دست خودم تنها گذاردند و من امروز … به پایان خودم نزدیکم پروردگارا به من بیاموز در این فرصت حیاتم آهی نکشم برای کسانی که دلم را شکستند
azita
چند روزیست حال من دیدنیست/ حال من از این و آن پرسیدنیست/ گاه بر روی زمین زل میزنم/ گاه بر حافظ تفال می زنم/ حافظ دیوانه فالم را گرفت/ یک غزل آمد که حالم را گرفت/ ما زیاران چشم یاری داشتیم/ خود غلط بود آنچه می پنداشتیم
azita
در اين دنيا کسی عاشق نمي مونه اخه هيچ کس از اون چيزی نمي دونه همه مي خوان بگن که عاشق هستن ولی انگار همه دنيا پرستن کسی که عاشقه دنيا نداره اخه دل که با اون کاري نداره!!
azita
كهنه فروش داد ميزنه چراغ شکسته ميخريم….. کفشاي پاره ميخريم …. اسباب کهنه ميخريم ….. بي اختيار دادزدم : کهنه فروش قلب شکسته ميخري