azita
من که پشت پا زدم به هرچه هست و نیست / تا که کام او ز عشق خود روا کنم خود را نمیبخشم ، اگر که زین پس به عاشقان وفا کنم . .
azita
دیدی ای دل که غم عشق دگر باره چه کرد ؟ چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد
azita
آخرین حرف دلم : عشق هرگز نمیمیرد مگر اینکه عشاق بی وفا باشند .
azita
خبرت خرابتر کرد جراحت جدایی! چه خیال آب روشن که به تشنگان نمایی؟ دل خویش را بگفتم - چو تو دوست می گرفتم؛ نه عجب که خوبرویان بکنند بی وفایی!
azita
عزیز دلم جدائی مکن / جهان کوچکیست ، بی وفائی مکن ببخش عاشقت را و منت گذار
azita
مگر غير از وفا از من چه سر زد كه دل را بي وفا خواندي و رفتي مگرغيراز نگاهت به چشمانم كه درزد كه از ناز چشم خود ازدل گرفتی
azita
بی وفا عشق من به خدا اشك من می مونه رو گونه م تا بیایی پیش من رفتی و بعد تو چه زجری كشیدم هنوز تار موت و به دنیا نمی دم
azita
آن کس که با داشته های خوب خود خوشحال نیست ، با برآورده شدن آرزوهایش نیز خوشحال نخواهد بود
azita
من منتظرت شدم ولي در نزدي بر زخم دلم گل معطر نزدي گفتي كه اگر شود مي آيم اما مرد اين دل و آخرش به او سر نزدي
azita
من از عالم تو را تنها گزينم/ روا داري که من غمگين نشينم؟/ دل من چون قلم اندر کف توست/ ز توست ار شادمان وگر حزينم/ بجز آنچه تو خواهي من چه باشم/ بجز آنچه نمايي من چه بينم