azita
دل را دادم به تو آن را شکستی / جام عشق دادم به تو آن را شکستی / غرورا دادمش برای تو آن را شکستی / چه کنم از دست تو چه کنم ای بی وفا / که هرچه از عشق دست تو بود آن را شکستی
azita
گاه گاهی به درد دل خود میخندم / خلق دارند تصور ، که دلی خوش دارم . . .
azita
در این بازار نامردی به دنبال چه می گردی؟ .....
نمی یابی نشان هرگز تو از عشق و جوانمردی ......
برو بگذر از این بازار ، از این مستی و طنازی .....
اگر چون کوه هم باشی در این دنیا تو می بازی
azita
گفتم دل ای دل حالا چه وقت خوابه / عشق امده سراغت منتظر جوابه .... دل گفت بذار بخوابم این یکی هم سرابه / عشق که من شناختم فقط تویه کتابه ... می خوام که بگذرم از امواج باور عشق / اما می بینم از دور پلها همه خرابه ...... دوست داشتن زیادی خودش یه جور عذابه / آری به دریای عشق تا می رسی سرابه .... گفتم که دل ای دل جوونی مون چی میشه / میون قوم عاشق نشونیمون چی میشه ..... تو مهر باطل عشق نزن رو سرنوشتت / عشقت که هر جا هست اونجا میشه بهشتت
azita
برو برو که خسته از شکستنم ، من عاصی از هر عشق و هر دلبستنم / کبوترم که پر زدم ز بام تو ، بیزارم از نامت به لب آوردنم
azita
دوست بداريد كساني را كه به شما پند مي دهند نه مردمي كه شما را ستايش مي كنند.
azita
دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب ترا لمس کند
azita
هیچ وقت هیچ چیز و هیچ کس را بی جواب نگذار. مطمئن باش هر جوابی بدهی ،یک روزی ، یک جوری ، یک جایی به تو باز می گردد
azita
کسی که باورت داره ، همیشه یک قدم جلوتر از کسیه که دوستت داره .
azita
اونی که بیشتر عاشقه ، کمتر وفا می بینه ، اونی که کمتر وفا داره ، بیشتر محبت می بینه ، اینه اون دنیایی که همه عاشقشن .
azita
دلم میخواد بازم بیای به این خونه سر بزنی .........عزیزم خدا کنه که حلقه بر در بزنی ....... با اون نگاه گرم خود بازم بگی دوست دارم ......به قلب ناباور من یه مهر باور بزنی .....حالا که میمرم برات با دست مهربونیهات ....... ساز دلم رو برداری به سیم اخر بزنی
azita
وقتی غم تنهایی از ابرها می باره ........این عشق که افسونش افتاب رو میاره ....مجنون در قلبش روی لیلی دیگه بسته .... کو عشقی که آشتی بده این دلهای خسته