azita
آدم خوش بين با چشم مصنوعي هم روزنه اميدش مي بيند. با وجودیکه شمع دلم را بسرقت برده اند ، ته دلم روشن است. پا ظريفترين وسيله نقليه است. اگر درختان سربه زير بودند ، زرافه گردن كشي نمي كرد. كسي كه خود را به نور ماه راضي كند ، نور خورشيد كورش خواهد كرد
azita
وقتی یه اتفاق خوب یا بد برات میافته همیشه دنبال این باش که این چه معنی و حکمتی درش نهفته هست
azita
هر روز دوست داشتن را به فردا مي انداختي و حالا مي بيني ديگر فردا يي وجود ندارد
azita
مي انديشم زندگي روياييست و بال و پري دارد به اندازه عشق.بيانديش اندازه عشق در زندگيت چقدر است؟در کجاي زندگيت است؟
azita
تو صمیمی تر از آنی که دلم میپنداشت / دل تو با همه آینه ها نسبت داشت......... تو همان ساده سرسبز نجیبی که / خدا در میان دل پاکت ، صدف آینه کاشت
azita
خدایا...مرا ببخش اگر نفهمیده به تو خورده می گیرم.مرا بفهم اگر تو را نمی فهمم. و به من نشان بده چیزهایی را که نمی بینم.
azita
به دنیا آمده ای ! هم چون یک بذر زاده شده ای ، میتوانی همان بذر بمانی و بمیری ، اما می توانی گل باشی و بشکفی ، میتوانی درخت باشی و ببالی !!
azita
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را/ به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را/ هر آنکس چیز می بخشد ز مال خویش می بخشد/ نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را
azita
نام تو را تا میبرم قلبم غریبی میکند / چشم انتظاری در دلم ، درد عجیبی میکند
azita
دلی در عشق چون پروانه دارم ...
زدرد سوختن پروا ندارم...
نه لایق بر بساط خانقاهم...
نه میل مسجد و میخانه دارم
azita
یاری اندر کس نمیبینم، یاران را چه شد؟ //// دوستی کی آخر آمد، دوستداران را چه شد؟....
کس نمیگوید که یاری داشت حق دوستی/// حقشناسان را چه حال افتاد، یاران را چه شد؟....
azita
همه ي ما وارثيم، وارث عذابِ عشق// سهم آن کس بيشتر، که شود خرابِ عشق// سوختـــــن و دَم نزدن، اين است رمـــز و راز عشق// وقت در خود مُردن است، لحظه ي آغاز عشق