بابک...
آخر عمرت هم اگه تنها موندی مهم نیست !!! فقط نذار به جایی برسی که تو آغوش کسی با یاد کس دیگه ای بخوابی ...
بابک...
شایـــــــــد این بار نامه ای پر از بـــــــــــــــــاران برایت بنویسم وقتی به هــــــــــــوای دیدنت قلـــــــــــــــب ابرها هم تند تند می تپد یاد تو مثل چیزی شبیه یک قطره بــــــــــــــــــاران بر لبهای خشک و ترک خورده ام لیـــــــــــــــز می خورد !!!!
بابک...
نعره ی هیچ شیری خانه ی چوبی را خراب نمی کند؛ من از سکوت موریانه ها می ترسم ...!