دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بابک...

پیش ما سوخته دلان مسجد و می خانه یکی است حرم و دیر یکیست,سفحه و پیمانه یکی است این همه جنگ و جدل ... درباره »
بابک...
مرد - متاهل
امتیاز: 3728

دنبال‌شدگان

(259 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(332 کاربر)

گروه‌ها

(15 گروه)

بازدید

بابک...
بابک...

تنها می رفتم ، می شنوی تنها من از شادابی باغ زمرد کودکی به راه افتاده بودم ایینه ها انتظار تصویرم را می کشیدند درها عبور غم ناک مرا می جستند و من می رفتم می رفتم تا در پایان خود فرو افتم @ساده(ساده خاندان)¯\_(ツ)_/¯

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...

تکیه داده ام به باد با عصای استوایی ام روی ریسمان آسمان ایستاده ام بر لب دو پرتگاه ناگهان ناگهانی از صدا ناگهانی از سکوت زیر پای من دهان ِ دره ی سقوط باز مانده است ناگزیر با صدایی از سکوت تا همیشه روی برزخ دو پرتگاه راه می روم سرنوشت من سرودن است @شقایق

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...

نمازم وقتی بوی خدا دارد که همسایگانم به مهربانی هم عادت کرده باشند دست های نیایش ام بوی باران می دهد وقتی درخت ها آبستن لبخند باشند وگل ها سیراب بخوابند من آیه آیه می خوانم تا تو درسایه نمانی من آیه آیه نگاهت را تاستاره می خوانم من آمدم که بمانم که تو بمانی و خدا باماباشد من آمده ام که درخت باشم نه تبر... @♫♥ღ¸.ɧคņî .¸ღ♥♫

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...
در حرف دل

ما سایه کدام فرهادیم کــ زندگی تیشه‌اش را از روی گلویمان بر نمی‌دارد آی اینجا که زخم گذاشته‌ای بیستون نیست ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...

یک روز دنیا با تمام دلبستگی هایش دلت را می زند دلت می گیرد از بازی ها از بردی که تنها پنجاه درصد یک دوئل است از عمو زنجیربافی که دستت را به دنیا بند کرده است دلت می گیرد دلت می گیرد و پشت هفت سنگ ها را خالی می کنی دلت می گیرد و گرگ ِ هیچ گرم به هوایی نمی شوی بی خود نیست تمام اسطوره ها به اعماق خاک گرفته ی کتاب ها کوچ کرده اند دنیا همین است … هرچه قدر هم که روی خوشش را نشانت بدهد یک روز دلت را می زند ... @✔کتــ☾ــے ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...
در حرف دل

می روم ؛... این روزها هر چه از تو دور می شوم بدتر اســت ... امروز ، چرکنویس ِ یکی از نامه های قدیمی را پیدا کردم! کاغذش هنوز، از آواز ِ آن همه واژه بی دریغ سنگین بود! از باران ِ آن همه دریا! از اشتیاق ِ آن همه اشک چقدر ساده برایم ترانه می خواندی!

بابک...
بابک...

خیلـی وقتـه که بهشتِ آدما ، جاشو داده به یه ته مونده ی سیب... @*.ღ·´☁·´ℳäɧŧ∂ß ·´☁´·ღ.*

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...

قحطی عشق خواهد آمد هفت نه هفتاد سال در قلبم ذخیره و پنهانت میکنم بگو کنعانیان منتظر نباشند تقسیم شدنی نیستی حتی اگر یعقوب بیاید ...@albaloo

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...

رنگین کمان سیاه و سفید می شود در عصری که عاطفه را هم شبیه سازی می کنند... @╰☆╮ پرندیس ╰☆╮

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...
در حرف دل

می ترسم از تنهایی می ترسم مگر نه اینکه کلاغ ها از انبوه تنهایی مترسک فراری می شوند؟؟؟

بابک...
بابک...
در حرف دل

دنبال من می‌گردی و حاصل ندارد این موج عاشق کار با ساحل ندارد باید ببندم کوله بار رفتنم را مرغ مهاجر هیچ جا منزل ندارد ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...

بچه بودم مامانم روز اول منو برد مهد کودک؛مربیا جلو اونا بازی گرگم و گله میبرم رو اجرا کردن ؛من شدم سردسته گله؛مربی هم شد گرگ؛ مربی:گرگم و گله می برم... من با صدای بلند و رسا:تو گوه خوردی گله منو ببری

بابک...
بابک...

هیچ وقت قرمه سبزی ِ مادر و خواب ِ بعد از ظهر رو حتی به مخاطب ِ خاصتون نفروشید!!!

بابک...
بابک...

طرف اسم اي ديشو زده جوجو ازش پرسيدم چند سالت مي گه 30 سال اخه به من بگين اين جوجست يا بيشتر شبيه شتر مرغ بالغ

بابک...
1346879738420955_large.jpg بابک...

ازادی کجایی ازادی.....