بابک...
باور کن کم نیاورده ام ،فقط کوتاه آمده ام ؛عشق دارد هدر می رود ! ...
بابک...
هر چه با احساس باشم به احساس تو نمیرسم هر چه این دست و آن دست کنم به پای تو نمیرسم...
بابک...
یک عمر با مرگ زیسته ام فرا نمی رسد؟ لحظه ای که مرگ را زندگی کنم ببین! پلک هایم را بر هم گذاشته ام و آرزوهایم را فراموش کرده ام * * *
بابک...
آنقدرازهم دوریم که وقتی تو به شب میرسی من از ســــــــحر گذشته ام زمین را نمی بخشم که اینگونه نامردانه می چرخد...!!!
بابک...
حتی کفش هم اگر تنگ باشد زخم می کند٬ وای به وقتی که دل تنگ باشد
بابک...
آدم ها را بدون اینکه به وجودشان نیاز داشته باشی دوست بدار... ! کاری که خدا با تو می کند ...
بابک...
تغیرات کتاب فارسی اول دبستان: آن مرد از آسمان آمد و دیش را با خود برد!!!
بابک...
ﻣﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﻭ ﺑﻮﺳﯿﺪﯾﻤﻮ ﮔﺬﺍﺷﺘﯿﻢ ﮐﻨﺎﺭ،ﺣﺎﻻ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻭﻝ ﮐﻦ ﻧﯿﺴت ﻣﯿﺮﻩ ﻣﯿﺎﺩ،ﻣﯿﮕﻪ ﯾﻪ ﺑﻮﺱ ﻣﯿﺪﯼ؟
بابک...
وزیر ارتباطات اعلام کرد : سرعت اینترنت کافیه!!!!
بابک...
یادش بخیر بچه بودیم اون موقع ها شماره ها روی تلفن نمی افتاد ! زنگ میزدیم مزاحم میشدیم یه بار زنگ زدم یه دختره گوشی رو برداشت ، منم فوت میکردم ! دختره گفت ، خوب حالا من با فشار دادن یک دکمه ….. آقا ما هم از ترسمون سریع قط میکردیم ! یه همچین اسگل هایی بودیم ما !!!
بابک...
برادرزاده ام از مهد اومده میگه: شعر برات بخونم؟ میگم : بخون عزیزم! شروع کرده : دخترای لاله زار خوشگلاشون، تیغ می کشن به پر و پاهاشون، آدم میمیره براشون! آدم میمیره براشون! میگم : اینو کی بهت یاد داده؟ میگه : خانم کرمی (مربیشون) نیومده بود امروز، آقا نادر (راننده) باهامون کار کرد
بابک...
خدایا میشه ما رو امتحان کنی ببینی جنبه پولدار شدنو داریم یا نه؟
بابک...
میگن تو جهنم یه سفره هست که طولش ۲-۳ کیلومتره همیشه هم نوبت توئه که پاکش کنی
بابک...
به سلامتیه پـــــت و مــــت چون نه هیچی تو مغزشون بود،نه هیچی تو دلشون!
بابک...
“عمو جون درد نداره شل کن” تلخ ترین و بزرگ ترین دروغ تاریخ در تزریقات دوران طفولیت !