دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بابک...

پیش ما سوخته دلان مسجد و می خانه یکی است حرم و دیر یکیست,سفحه و پیمانه یکی است این همه جنگ و جدل ... درباره »
بابک...
مرد - متاهل
امتیاز: 3728

دنبال‌شدگان

(259 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(332 کاربر)

گروه‌ها

(15 گروه)

بازدید

بابک...
بابک...

ســــرعت اینترنت آدمو یاد عمه ی مسئولین میندازه !!

بابک...
بابک...

جهــان سوم جـاییست کـــه به جای ایمــیل از واژه پست الکتــرونیکـی استفاده میشود کـه هم پست هم الکـــترونیک

بابک...
بابک...

داربزن...خاطرات کسی رو که دورت زده،حالم خوب است،اماگذشته ام دردمیکند....

بابک...
بابک...
در Coma

به سلامتی اونایی که از هر انگشتشون یه هنر میریزه... میرنجونن... میسوزونن... میشکونن... له میکنن... نابود میکنن... و به سلامتی اونایی که جز دوس داشتن این موجودات هنرمند باهمه وجودشون هیچ هنر دیگه ای ندارن.

بابک...
بابک...

حتی لوک خوش شانس هم همیشه آخرش تنهایی سمت غروب میرفت با اینکه لوک بود با اینکه خوش شانس بود....

بابک...
بابک...

شاخه باریشه خودحس غریبی دارد،باغ امسال چه پاییزعجیبی دارد،غنچه شوقی به شکوفاشدنش نیست دگر،باخبرگشته که دنیاچه فریبی دارد،خاک کم آب شده مثل کویری تشنه،شایدازجای دگرمزرعه شیبی دارد ،سیب هرسال دراین فصل شکوفامیشد،باغبان کرده فراموش که سیبی دارد...

بابک...
بابک...

حـقـیـقـت دارد ! کافـی سـت چــمـدان هــایــت را ببــندی تــا حــاضـر شــونــد ، هـمه بـــرای ِ از یـــاد بــُـردنــت ! آنـکه بــیشتـر دوستـت میــدارد ، زودتــــر !!!

بابک...
بابک...

چشم های تو گل آفتابگردانند ... به هرکجا که بنگری خدا آنجاست. ...........

بابک...
بابک...

ما ز یاران چشم یاری داشتیم .. یاران هم متقابلا ز ما چشم یاری داشتند .. ما منتظر اونا ، اونا منتظر ما .. وضعمون شد این ..!

بابک...
بابک...
در Coma

صــداقـــت در مقابل سیاست دیگران ، ســادگـــی ست . . . و سیــاســت در مقابل صـــداقــــت دیگران ، خیــانـــت

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...

من نمی دونم اون استادی که ترم قبل از درسش افتادم این ترم دوباره با چه رویی می خواد بیاد سر کلاس ...

بابک...
بابک...

در رویـــای ِ کــودک ِ کفــاش هــر روز ...... قـــدم مـی زنــد ، مـــرد ِ هــــزار پــــا.... !!!

بابک...
بابک...

در مکّه دیدم ، خدا چند سالی ست که از شهر ِ مکّه رفته ... و انسانها به دور ِ خویش میگردند ! در مکّه دیدم ، هیچ انسانی به فکر ِ فقـــیر ِ دوره گرد نیست ! دوست دارد زود به خدا برسد و گناهان ِ خویش را بـــزُداید ، غافل از اینکه آن دوره گرد ، خود ِ خدا بود ! در مکّه دیدم ، خدا نیست ! و چقدر باید دوباره راه ِ طولانی را طی کنم ، و درهمان نماز ساده ی خویش ، تصور ِ خدا را در کمک به مردم جستجو کنم... آری ؛ شاد کردن ِ دل ِ مردم ، همانا برتر از رفتن به مکّه ایست ، که خدایی در آن نیست ...! زنده یاد حسین پناهی

بابک...
بابک...
در Coma

بگذار در پیله ام بمیرم... تو پروانه شو بپر...

بابک...
بابک...
در Coma

دستهایم خسته اند گاهی نوشتن یادشان می رود بی معنی شده اند به گمانم چون کسی محتاجشان نیست...