دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بابک...

پیش ما سوخته دلان مسجد و می خانه یکی است حرم و دیر یکیست,سفحه و پیمانه یکی است این همه جنگ و جدل ... درباره »
بابک...
مرد - متاهل
امتیاز: 3728

دنبال‌شدگان

(259 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(332 کاربر)

گروه‌ها

(15 گروه)

بازدید

بابک...
بابک...

تمــــــــــــام دنیـــا در آغوشـــت خــــلاصه شـــــــــده اســـــــــت ... کـــــــــــودکـــــــــانه پنــــــــــــاه میـبـــــــــــرم ... بـــــــــه خلاصــــــــــه ی دنیــــــــــــــــا ...

بابک...
بابک...
در Coma

جای تو خالــ ـــ ـــ ـــیــسـت . . . خالی تر از سفره ی دل کودکی که تازه متولد شده است . .

بابک...
بابک...

هوای عصرهای من عجیب تـو را کم دارد ! آغوش تـو را کم دارد ! نفس های تـو را کم دارد !

بابک...
بابک...
در Coma

من در میان مردمی هستم که باورشان نمیشود تنهایــــم میگویند خوش بحالت که خوشحالی نمی دانند دلیل شاد بودنم باج به آنهاست برای دوست داشتن مــــــــن

بابک...
بابک...

قدیما خیلی باحال بود ولی ما نبودیم بعدنا هم خیلی باحاله ولی ما نیستیم !

بابک...
بابک...

شهر از بالا زیباست ؛ و آدم ها از دور جذاب .... لطفاً فاصله مناسب رو حفظ کنید تا قشنگ بمونین

بابک...
بابک...

رفتیم برا اهدا عضو ثبت نام کردیم ... آقا مارو جو گرفت هرچی بود تیک زدیم ... اگه اتفاقی بیوفته برام ... فقط پوستم میمونه تو یه نایلون میارن در خونه تحویل میدن !!!

بابک...
بابک...

يه زمانى از امتحانات كه بر ميگشتيم مامانمون ميپرسيد : چند ميشى؟؟؟؟ با صداى بلند داد مى زديم ٢٠ !!! يادش گرامى باد!! يك دقيقه سكوت لطفاً

بابک...
بابک...

وقتی کودک بی سر پرستی در خواب میبینی مبادا بیدارش کنی شاید خواب پدر مادر را ببیند

بابک...
بابک...

دُنـبـال ِ کَـلاغـیْ می گـردَم ، تا قـآرقـآرَش رآ بـه فـال ِ نـیـکْ بـگیـرَم ، وقـتـی… قآصـِدَکـْ ـهـا هـمـه لال انـد

بابک...
بابک...

داشتم به دوستم اس ام اس میدادم تو حال خودم بودم یهو بابام به شوخی گفت داری به کی اس ام اس میدی شیطون منم خیلی رک و صریح گفتم عمت!!!. . . . . . . . . از بیان ادامه داستان معذورم...!!

بابک...
بابک...

بچه خواهرم 8 سالشه اومده میگه دايــي جــــون ؟! میگم : بله ! میگه همین کارا رو میکنی که هنوز نتونستی یه دافـــــي شـاخ داشته باشی ، وقتی اسمتو صدا میکنن بایـد بگی جـــووووونم عزیــــزم !!

بابک...
بابک...

پشه داشت خونمو میخورد منم داشتم نگاش میکردم اصن به رو خودم نیاوردم! گفتم تیریپ روشن فکری بیایم شاید خجالت بکشه وقتی خورد بره دیگه برنگرده ... اما رفت با دوستش اومد ...! احتمالا به دوستش گفته بیا یه کیس پیدا کردم خیلی اسگوله میبینه داری خونشو میخوری ولی هیچی نمیگه !!

بابک...
بابک...

از من فاصله بگير .... هر بار که به من نزديک می شوی باور می کنم هنوز می شود زندگی را دوست داشت از من فاصله بگير .... خسته ام از اميدهای کوتاه ... !!!

بابک...
بابک...

روزی شيخ به همراه مریدان نزد انیشتین آمدند، شیخ فرمود: یا انیشتین. انیشتین رویش را برگرداند و گفت بله. شيخ فرمود اول صدایم را شنیدی یا مرا دیدی؟ انیشتین گفت اول صدایتان را شنیدم. شيخ فرمود پس چرا می‌گویی سرعت نور از صوت بیشتر است. انیشتین از تئوری خود پشیمان شد و فورا به دین مبین اسلام روی آورد! مریدان که این صحنه را دیدند خشتک های خود طبق عادت را پاره کرده و تن به صحرا زدند.