دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بابک...

پیش ما سوخته دلان مسجد و می خانه یکی است حرم و دیر یکیست,سفحه و پیمانه یکی است این همه جنگ و جدل ... درباره »
بابک...
مرد - متاهل
امتیاز: 3728

دنبال‌شدگان

(259 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(332 کاربر)

گروه‌ها

(15 گروه)

بازدید

بابک...
بابک...

یک روزی می رسد که آدم بر می گردد و می بیند یک سال گذشته از آخرین صحبت .آخرین دیدار. آخرین آغوش و هنوز زنده است

بابک...
بابک...

این روزها لامپ کم مصرف شده ای ! کمتر محبت می کنی تا بیشتر بمانم...

بابک...
بابک...

گنجشک دلم بهای عاشقیش را پرداخته است. تو سنگ مفتت را زمین بگذار

بابک...
بابک...

چشمانم ابدیت را تکرار می کنند تو دیدی و رفتی ؟ !

بابک...
بابک...

به عشق تو چشم دوخته ام کوکش را باز نکن.

بابک...
بابک...

من کوه شده ام و دیگر به هیچ کس نمی رسم تو آدم باش

بابک...
بابک...

سعی کن خودت باشی ... دیگران به اندازه کافی هستند .. !

بابک...
بابک...

گـآهـی با تَمامِ وُجود میخآهی آدَم شَوی ! وَلی باز هَم ردِ پایی نِمیگُذارَد ..

بابک...
بابک...

به طعنه مردم اعتنا مکن... عمریست به هوای بارانی میگویند ... خراب...

بابک...
بابک...

نه صدايش را نازك كرده بود,نه دستانش آردی!از كجا باید شك ميكردم كه گرگ است..

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...

خیاط خوبی ست خدا اما دل مرا، به عمد یا سهو،نمی دانم!!... شاید بی هوا تنگ به سینه ام کوک زد...

بابک...
بابک...

حسی دارم ، اگر بدانی بد نیست شعری گفتم تو هم بخوانی بد نیست الان خیلی دلم برایت تنگ است در هر صورت خبر رسانی بد نیست

بابک...
بابک...

شراب خواستم... گفت : " ممنوع است " آغوش خواستم... گفت : " ممنوع است" بوسه خواستم... گفت : " ممنوع است " نگاه خواستم... گفت: " ممنوع است " نفس خواستم... گفت : " ممنوع است " حالا از پس آن همه سال دیکتاتوری عاشقانه ، با یک بطری پر از گلاب ، آمده بر سر خاکم و به آغوش می کشد با هر چه بوسه ، سنگ سرد مزارم را و چه ناسزاوار عکسی را که بر مزارم به یادگار مانده ، نگاه می کند و در حسرت نفس های از دست رفته ، به آرامی اشک می ریزد .

بابک...
بابک...

زندگیم قشنگ بود روزگار نذاشت . . . ....

بابک...
بابک...

خدا جون ... مهارت مراقبت از آنچه را که به ما بخشیده ای ... در قلبمان بکار ... زیرا ... ما در از دست دادن ... استاد شده ایم ...