دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بابک...

پیش ما سوخته دلان مسجد و می خانه یکی است حرم و دیر یکیست,سفحه و پیمانه یکی است این همه جنگ و جدل ... درباره »
بابک...
مرد - متاهل
امتیاز: 3728

دنبال‌شدگان

(259 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(332 کاربر)

گروه‌ها

(15 گروه)

بازدید

بابک...
بابک...

چـِقَدر خوبـﮯ! کـَمـﮯ بـَد بـاش !!! چـَشمـهـایَتــ رآ هیـ ـز کـُטּ!!! وَ بـا لـَبــهایـَتــ دَر پَـس کـوچـِﮧ هآﮮ تـَنَم هَـ ـرزِه گــﮯ کُـטּ چـِﮧ حَریصـانـِﮧ لـَبانَتــ رآ بُوسیدَم وَ چــِﮧ وَحشیانــِﮧ رَختَتـ رآ دَریدَم وَ تـُو چــِﮧ عاشـِقانــﮧ دَستـ بـَر هَوَسـهآیـَم کـِشیدﮮ مـُطمـَئـטּ بـ ـاش کــِﮧ مـَטּ ایـטּ رو مـﮯ فَهمَم ،کــِﮧ یـِکـ زَن تـآ عآشـِق نـَبآشد نِمـﮯ بوسد نمـﮯ بویَــــــــد وَ تَسلیمـ نـِمـﮯ کـُنَد رویآهــــــــــــــــآﮮ عـُریآنیش رآ

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...
در حرف دل

به دختر عموم میگم تو مهد کودک چی یاد گرفتین؟ میگه حدیث! میگم یکیشو بگو ببینم. میگه: النکاح سنتی!! من

بابک...
بابک...
در حرف دل

در اســـارت نفــــس های تو غــــرق می شوم هوای خیــــالت هوای زنــــدگیست...!

بابک...
بابک...
در Coma

وقتی یه مشترک مورد نظر هست ولی در دسترس نیست ناچار میشی رو کنی به مشترکی که در دسترس هست ولی «مورد نظر» نیست

بابک...
بابک...
در حرف دل

گاهی کلام در وصف واقعیت ما کم می‌آورد ناچار این سه نقطه و... دیگر هیچ!

بابک...
بابک...
در سرنوشت

از میانِ مدادهایم "سفید کمرنگ" را برمی گزینم و حضورم را نقاشی می کنم ...!

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...

کم کم مرغ هم مثل سیمرغ داره افسانه میشه!ما که یه تیکه بال مرغو با نخ بستیم مثل چای نپتون میکنیم تو برنج چلو مرغ میزنیم...

بابک...
بابک...
در Coma

فرق دروغ گفتن توی ماه رمضان با بقیه ماه ها اینه که با این جمله شروع میشه : “با زبون روزه دروغ نمیگم که …. “

بابک...
بابک...

یه پسرخاله دارم به باباش میگه پدر، به مامانشم مادر میریم خونشون انگار داریم فیلم هندی می بینیم !

بابک...
بابک...

یه دختر دایی دارم یه بار اومده بود خونه ی ما، یه دختر 5ساله هم داره! دخترش داشت تو حیاط بازی میکرد اینم همش از محسنات دخترش میگفت که : چقدر انگلیسی بلده کامپیوتر که هیچی باباشو میزاره تو جیبش نقاشی میکشه در حد داوینچی همینجور داشت میگفت که یهو دخترش اومد تو اتاق گفت: مامان من عـــــن دارم ..!

بابک...
بابک...

به سراغ من اگر می آیید با پتک و تبر بیایید! مسابقه است! برسر شکستن چینی نازک تنهایی من...!

بابک...
بابک...

غرورت رو به خاطر اونيکه دوستش داري بشکن ولي اوني رو که دوستش داري به خاطر غرورت نشکن

بابک...
بابک...
در Coma

تنها دلخوشیم تو زندگی حرف اون فالگیریه که به مامانم گفته بچت پولدار میشه !!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...

ميان ِ برگ ريزان ِخزان وسط ِ چله ي زمستان هم مي بيني نوشته اند بهار! آن لحظه كه تو.... خندیدی!

بابک...
بابک...
در Coma

زنــده نیستم ُ نفس میکشــم ...