دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بابک...

پیش ما سوخته دلان مسجد و می خانه یکی است حرم و دیر یکیست,سفحه و پیمانه یکی است این همه جنگ و جدل ... درباره »
بابک...
مرد - متاهل
امتیاز: 3728

دنبال‌شدگان

(259 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(332 کاربر)

گروه‌ها

(15 گروه)

بازدید

بابک...
بابک...

بعضی دخترا آرایشو از فتوشاپ رد کردن اینقدر پیشرفت کردن لامصـــب دارن میرسن به انیمیشن !

بابک...
بابک...

خداوند به هر پرنده ای دانه ای می دهد ولی آنرا داخل لانه اش قرار نمی دهد

بابک...
بابک...

باز دل آسمان گرفته.... بغضش را با تمام وجود حس میکنم از آن بغضهاست که اگر بشکند ویران می کند خوش به حال آسمان که گهگاه بغض دارد و گهگاه ویران میکند آسمان نمی داند که دل من تا ابد بغضی دارد که یارای شکستن ندارد

بابک...
بابک...

یادم باشد بگویمت دیگر از این لبخندها ان هم ناگهانی نثار چشمان بی قرارم نکن دلم طاقت این همه عاشقی را یک جا ندارد...

بابک...
بابک...

دل خوشه به قدم زدن زیر نم نم بارون... شاید بتونه بشوره یه کم از دغدغه هامون ...

بابک...
بابک...

دلم بچگی می خواهد جلوی کدام مغازه پا بکوبم تا برایم آرامش بخرند...

بابک...
بابک...

زیر باران قدم زدم صدای پای من، با صدای چکه های باران یکی می شد . من هم با باران یکی شدم. باریدم. باران بارید و من با ابر یکی شدم گریستم . برای خودم . برای تو . برای پرنده کوچکی که باران لانه اش را از او گرفت .. برای مظلومیت همه آنهایی که خیس بودند ... زیر باران قدم زدم . از خود می پرسیدم : من و باران که با هم رفیقیم ؟! پس از چه روست که من امشب دلگیرم ؟ باران صدای قدم هایم را می شست و می برد . و من در صدایی جدید پیچیده شدم صدا را نمی شناختم ؟ این جا کجاست ؟ حتی باران نیز دیگر با من سر رفاقت ندارد . به صدای قدم های باران گوش می کنم تنها از این طریق است که می توانم راه بازگشت را بیایم.

بابک...
بابک...

ما شقایق‌هایِ باران خرده ایم **سیلی ناحق فراوان خرده ایم ساقهٔ احساسمان خشکیده است **زخم‌ها از تیغ و طوفان خرده ایم تا چه بوده تا الان تقصیرمان** تا چه باشد بعد از این تقدیرمان

بابک...
بابک...
در حرف دل

فال مان هر چه باشد باشــــــــــد حالمان را درياب خيال کن ” حافظ ” را گشوده اي و مي خواني ” مژده اي دل که مسيحا نفسي مي آيد “ يا ” قتل اين خسته به شمشير تو تقدير نبود “ چه فرقي مي کند ؟ فال نخوانده ي تو، منــــــــم

بابک...
بابک...
در پتُ مت

گوشی های جی ال ایکس ۹۵۴۳ مجهز به صفحه نمایش …

بابک...
بابک...
در پتُ مت

این تبلیغ آب معدنی دماوند طوری از نشاط آور بودن حرف میزنه هرکی ندونه انگار داره آبجو تبلیغ میکنه!

بابک...
بابک...
در پتُ مت

ماهیمون هی میخواست یه چیزی بهم بگه تا دهنشو وا میکرد آب می رفت تو دهنش نمی تونست بگه … دست کردم تو آکواریوم درش آوردم شروع کرد از خوشالی بالا پایین پریدن … دلم نیومد دوباره بندازمش اون تو ، اینقده بالا پایین پرید خسه شد خوابید … دیدم بهترین موقع تا خوابه دوباره بندازمش تو آب ولی الان چند ساعته بیدار نشده ، یعنی فکر کنم بیدار شده دیده انداختمش اون تو قهر کرده خودشو زده به خواب … مگه نه ؟؟؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...
در پتُ مت

تو 15 سالگي : " ولم کنين " تو 20 سالگي : " مامان و بابا هميشه ميرن رو اعصابم" تو 25 سالگي : " بايد از اين خونه بزنم بيرون" تو 30 سالگي : " حق با شما بود" تو 35 سالگي : "ميخوام برم خونه پدر و مادرم " تو 40 سالگي : " نميخوام پدر و مادرم رو از دست بدم!!!!" تو هفتاد سالگي : " من حاضرم همه زندگيم رو بدم تا پدر و مادرم الان اينجا باشن ...! بيايد ازهمين حالا قدر پدرو مادرامونو بدونيم.

بابک...
بابک...
در پتُ مت

اگه این قدرت و نیرویــــی که تو ف ی ل تر کردن ِ نت به کار گرفتن، تو فی لتر کردن ِ مرزهــــا به کار می بردن الان یه دونه معتاد هم تو ایران نداشتیم!!! حرف س یاس ی در کردیم

بابک...
بابک...
در پتُ مت

دختره نوشته: به نظر من تعداد آدم های دنیا فرد هست چون من همیشه تنهام در عرض 50 ثانیه 68 تا خواستگار پیدا کرده 93 تا دوست پسر و به اندازه ی رقم اختلاس هم فرند رکوئست هنوز رقم مشخصی از لایک هاش به دست ما نرسیده!!