دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بابک...

پیش ما سوخته دلان مسجد و می خانه یکی است حرم و دیر یکیست,سفحه و پیمانه یکی است این همه جنگ و جدل ... درباره »
بابک...
مرد - متاهل
امتیاز: 3728

دنبال‌شدگان

(259 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(332 کاربر)

گروه‌ها

(15 گروه)

بازدید

بابک...
بابک...
در Coma

هـمه در دنيـا کـسي را دارنــد،بــراي خودشــان.... خــُسـرو و شيـــرين ...ليـلي و مـَجنــون ..راميـن و ويـس .... پيــرمــَرد و پيرزَن .. تــو و اون ... مــَن و تــَنهـآيي !!

بابک...
بابک...

زندگی شکل آنجلینا جولی‌ست، خوشگل است، ولی چیزی از آن به تو نمی رسد

بابک...
بابک...

آدمهای توی# دنبالر# خیلی مهربون و خوش زبونن!!! جالبتر اینکه همشون از دروغ و خیانت و نامردی و... بدشون میاد!!!!! موندم این ادما کجای این شهرن که ما نمیبینیمشون!

بابک...
بابک...
در Coma

@ تو يکم کمتر برام بمير.. ديگه نميدونم کجا خاکت کنم..!

بابک...
بابک...
در حرف دل

دعا پشتِ دعا برای آمدنت ، گناه پشتِ گناه برای نیامدنت ، دل درگیر ، میان این دو انتخاب؛ کدام آخر؟ آمدنت یا نیامدنت؟!

بابک...
بابک...

من فقط چون به توالت فرنگی اعتقاد ندارم... ایران موندم !!!

بابک...
بابک...
در حرف دل

خدا را صدا میکنم هر چند ثانیه یک بار آنقدر که فریاد میزند میشود کمی لال بمانی؟

بابک...
بابک...
در حرف دل

درد که میگیرد قلبم لبخند میزنم!! یادگاری توست....

بابک...
بابک...

هر آهنگی که .. گوش میدهم .. به هر زبانی که باشد.. بغضم را میشکند... نمی دانم... بغضم به چند زبان زنده دنیا مسلط است...!!!

بابک...
بابک...
در حرف دل

بهانه هایت برای رفتن چه بچه گانه بود چه بیقرار بودی زودتر بروی از دلی که روزی بی اجازه وارد آن شده بودی… من سوگوار نبودنت نیستم!!! من شرمسار این همه تحملم …

بابک...
بابک...
در حرف دل

زندگی هیچی نمی گه....، نشونت می ده...!!!

بابک...
بابک...

ابجی کوچیکه گفت: زودی یه آرزو کن، زودی یه آرزو کن آبجی بزرگه چشماشو بست و آرزو کرد آبجی کوچیکه گفت: چپ یا راست؟ چپ یا راست؟ آبجی بزرگه گفت: م م م راست آبجی کوچیکه گفت: درسته، درسته، آرزوت برآورده میشه، هورا بعد دستشو دراز کرد و از زیر چشم چپ آبجی مژه رو برداشت! آبجی بزرگه گفت: تو که از زیر چشم چپ ورداشتی که آبجی کوچیکه چپ و راست رو مرور کرد و گفت : خوب اشکال نداره دستشو دراز کرد و یه مژه دیگه از زیر چشم راست آبجی برداشت دیدی؟ آرزوت می خواد برآورده شه، دیدی؟ حالا چی آرزو کردی آبجی بزرگه گفت: آرزو کردم دیگه مژه هام نریزه بعد سه تایی زدن زیر خنده آبجی کوچیکه، آبجی بزرگه و پرستار بخش شیمی درمانی خدایا خودت شفا ببخش تمام بیمارن سرطانی و غیر سرطانی رو که کم هم نیستند!!!!!!!!!!

بابک...
بابک...

راست می گویند که چه دلت بخواهد ..چه نخواهد... بیشتر وقتها خــدا دلش نمی خواهد

بابک...
بابک...

کاش مردان حرمت مرد بودنشان را بدانند و زنان شوکت زن بودنشان را؛ کاش مردان همیشه مرد باشند و زنان همیشه زن! آنگاه هر روز نه روز “زن”، نه روز “مرد” بلکه روز “انسان” است…

بابک...
بابک...

پسر عموم با ناراحتی اومد گفت: بچه ها تو کنکور مجاز شدم. من : خاک بر سرت. پسر عمم: خر خون. دختر عموم: مایه ننگ فامیل. دختر عمم: یکم از اون پسره محمد یاد بگیر اصلا واسه غیر دولتی هم مجاز نشد. پسر عموم ادب شده و تصمیم گرفته یه سال دیگه پشت کنکور بمونه تا مجاز نشه. من