دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بابک...

پیش ما سوخته دلان مسجد و می خانه یکی است حرم و دیر یکیست,سفحه و پیمانه یکی است این همه جنگ و جدل ... درباره »
بابک...
مرد - متاهل
امتیاز: 3728

دنبال‌شدگان

(259 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(332 کاربر)

گروه‌ها

(15 گروه)

بازدید

بابک...
بابک...

اونایی که مثه من زیاد میخوابن تنبل نیستن،:خیر انگیزه ای واسه بیدار بودن ندارن، :اوهوم وگرنه شما بگو فردا ساعت 5 صب بریم شمال، هرکی پا نشه

بابک...
بابک...

تصویب قانون در مجلس برای بالا بردن آمار ازدواج...قابل توجه دختر خانومای عزیز: . . . . ... ... . . . . . . میدونستید بر طبق قانون اگه 1 مرد با1 زن مجرد تصادف کنه ومنجر به نقص عضو او بشه باید با او ازدواج کنه؟؟؟؟؟؟ فقط هول نشید ... خیابون پر ماشینه این ماشین نشد ... ماشین بعدی :اوهوم به امید موفقیت.....

بابک...
بابک...

استاتوس دختر : وااای امروز چه اسهال بدی گرفتم کامنت پسر : خیلی زیبا بود با اجازه شر میکنم... ای خاک...

بابک...
بابک...

دختره استاتوس گذاشته : پنجره باز بود کلاغ اومد تو! من به 200 نفری که اینو لایک کردن کاری ندارم حتما خوششون اومده دیگه!، به 80 نفری هم که کامنت گذاشتن و قربون صدقه رفتن هم کاری ندارم، ولی خوووووو اون 56 نفری که اینو شِیر کردن بیشورن دیگه!!! خدایاااا نوکرتم ما رو با کیا کردی 70میلیون!!

بابک...
بابک...
در حرف دل

تو بی خبر از من و .. تمام من درگیر تو . . .

بابک...
بابک...

عمه هام اومدن خونمون، سه تایی دارن پشت سر مادرشوهراشون حرف میزنن. دلم واسه مامانم میسوزه که نمیتونه تو بحثشون شرکت کنه

بابک...
بابک...
در حرف دل

دنیای من پر از دستهایست که خسته نمی شوند از نگه داشتن نقاب ها . . . !

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...
در حرف دل

ناراحت شدن از حقیقت ، بهتر از تسکین یافتن با یک دروغ است ... !

بابک...
1343571055192467_large.jpg بابک...

حالی می ده هااااااااااااااااااااا

بابک...
بابک...

سر شب لپتاپ رو خاموش کردم رفتم نشستم تو پذیرایی در جوار خانواده 5 دقیقه اول خونواده 5 دقیقه دوم خونواده 1 دقیقه بعد مامانم : لپتاپت سوخته ؟ من : نه 3 دقیقه بعد بابام : اینترنتت شارژش تموم شد ؟ من : نه اندکی بعد بابام : چی شده حالت خوب نیست؟ من : نه چطور ؟ یذره بعد مامانم : تو چته ؟ چرا سرت تو لپتاپ نیست ؟ من : خب گفتم یکم بیام پیش شما بشینم بابام : مطمئنی طوری نشده ؟ مامانم : خب بگو چرا اینجوری میکنی آخه ؟ هیچی دیگه پا شدم اومدم لپتاپ رو روشن کردم

بابک...
بابک...
در حرف دل

@ دخترهای پاک سرزمینم@جدا باید به دخترای ایرونی مدال شجاعت و استقامت داد! ... مانتو کوتاه میپوشه ، نگاه آنچنانی بهش میکنن !! میگن نپوش تا نگات نکنن؛ توی نت تیکه میندازن بهش !! میگن عکس نزار تا حرف نشنوی؛ توی تاکسی مردک میچسبه بهش !! میگن سوار نشو تا نچسبن بهت؛ توی دانشگاه استاد بهش نظر داره !! میگن خب درس نخون تا بهت نظر نداشته باشن؛ من دوتا راه حل پیشنهاد میکنم: یا تمام دخترا رو بکشیم یا مردها رو توجیه کنیم که آقا ،برادر ،اخوی .......... این دخترم به اندازه تو حق حضور در اجتماع رو داره !! سعی کنیم انسان باشیم...

بابک...
بابک...

با کیس ازدواجش رفتند ازمایش خون، گروه خونی‌شون بهم نخورده… زنگ زدم به میگم : «غصه نخور رفیق… دنیا همینه…حال میخوای چیکار کنی؟ کات میکنی باهاش؟» بجای اینکه دردِ دل کنه میگه:« پـَـَـ نــه پـَـَــــ صبر میکنیم تا سال دیگه یه بار دیگه ازمایش میدیم شاید ایندفه شانس‌مون زد افتادیم تو یه گروه خونی آسونتر صعود کردیم مرحله بعد!

بابک...
بابک...
در حرف دل

بیهــــوده مشتــــ به شیـــشه های ایـــــن قطار میکـــ ــوبیـــ.. بیـــهوده صدایتــــ را به آن ســــوی پنجــــره پرتاپـــــ میکنی... مـ ــــا... بازیــــگـــران یک فیلــــم صامتیـــــم......

بابک...
بابک...

تو انتشارات دانشگاه یه دختره دَر فلشش رو گم کرده بود بعد آروم از من پرسید : ببخشید اگه فلش در نداشته باشه ویروسی می شه؟؟؟!!!! یعنی از شدت خنده پله ها رو دندون میگرفتم )

بابک...
بابک...

خدایا... دستانـی را در دستانم قـرار بده که پاهایش با دیگـری پیش نرود...!