دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بابک...

پیش ما سوخته دلان مسجد و می خانه یکی است حرم و دیر یکیست,سفحه و پیمانه یکی است این همه جنگ و جدل ... درباره »
بابک...
مرد - متاهل
امتیاز: 3728

دنبال‌شدگان

(259 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(332 کاربر)

گروه‌ها

(15 گروه)

بازدید

بابک...
بابک...

نشستن روی بالکن چه فایده ای دارد وقتی حتی کمی پرده ی اتاقت را جمع نکرده باشی...

بابک...
بابک...

شب باشد و تو نباشی ... کار من جان کندن است!

بابک...
بابک...

خواب آمدن تو تعبیر نمی شود ... انگار...

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...

دیگر به همه چیز شکـــ کرده امـــ می گویند : آب نطلبیده ، مُـــــراد استـــ . هر چهــــ بالا پایین می کنمــــ ، نمیـــ فهممــــ اینـــ چشمانمــــ پس کـــِـــی مراد میگیرند ؟!

بابک...
بابک...

ﺍﺯ ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﭘﺮﺳﻴﺪﻡ : ﺣﺎﻟﺖ ﭼﻄﻮﺭﻩ ؟ ﮔﻔﺖ :ﻣﻴﺠﻲ ﻳﻮﺟﻲ !! ﺍﻭﻟﺶ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﻡ ﺩﺍﺭﻩ ﭼﻴﻨﻲ ﮊﺍﭘﻨﻲ ﺣﺮﻑ ﻣﻴﺰﻧﻪ ﻧﮕﻮ ﻣﻨﻈﻮﺭﺵ ﺍﻳﻦ ﺑﻮﺩﻩ : ﻣﺮﺳﻲ ، ﺗﻮ ﭼﻲ..؟ ﯾﻌﻨﯽ ﺍﯾﻦ ﺩﺧﺘﺮﺍ ﺑﻪ ﺭﻭﺡ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩ ﺩﺍﺭﻥ؟؟؟!!!

بابک...
بابک...

دستهایت را زیر تنهاییم ستون کن که من از آوارگی بی تو بودن میترسم

بابک...
بابک...
در Coma

شعر های من... تابلو اند... همه... نبودنت را... تبلیغ میکنند..

بابک...
بابک...
در Coma

جای تو خالــ ـــ ـــ ـــیــسـت . . . خالی تر از سفره ی دل کودکی که تازه متولد شده است . .

بابک...
بابک...

هوای عصرهای من عجیب تـو را کم دارد ! آغوش تـو را کم دارد ! نفس های تـو را کم دارد !

بابک...
بابک...

يه زمانى از امتحانات كه بر ميگشتيم مامانمون ميپرسيد : چند ميشى؟؟؟؟ با صداى بلند داد مى زديم ٢٠ !!! يادش گرامى باد!! يك دقيقه سكوت لطفاً

بابک...
بابک...

وقتی کودک بی سر پرستی در خواب میبینی مبادا بیدارش کنی شاید خواب پدر مادر را ببیند

بابک...
بابک...

روزی شيخ به همراه مریدان نزد انیشتین آمدند، شیخ فرمود: یا انیشتین. انیشتین رویش را برگرداند و گفت بله. شيخ فرمود اول صدایم را شنیدی یا مرا دیدی؟ انیشتین گفت اول صدایتان را شنیدم. شيخ فرمود پس چرا می‌گویی سرعت نور از صوت بیشتر است. انیشتین از تئوری خود پشیمان شد و فورا به دین مبین اسلام روی آورد! مریدان که این صحنه را دیدند خشتک های خود طبق عادت را پاره کرده و تن به صحرا زدند.

بابک...
بابک...

دختره نوشته: دلم برای یک نفر تنگ است....نه میدانم نامش چیست...و نه میدانم چه می کند...حتی خبری از رنگ چشم هایش هم ندارم....رنگ موهایش را نمی دانم....لبخندش را هم ندیده ام....فقط میدانم که باید باشد و نیست......! خب یه باره بگو: یکی بیاد منو بگیره، من شوهر میخوام!

بابک...
بابک...

بـــرگ پـــاییــزی راهـی نـدارد جـــز سُــــــــقوط !!! وقـتی می دانـد درختـــــــــــ عِشــقِ بَـــرگ تـــــازه ای را در دِل دارد ... پاییز بهانه بود ...

بابک...
بابک...
در Coma

کور باش بانو ... نگاه که می کنی می گویند نخ داد! عبوس باش بانو ... لبخند که میزنی می گویند: پا داد! لال باش بانو ... حرف که می زنی می گویند: جلوه فروخت! آنها هم بروند یک خاکی بر سرِ هیزیِ خودشان کنند!