دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بابک...

پیش ما سوخته دلان مسجد و می خانه یکی است حرم و دیر یکیست,سفحه و پیمانه یکی است این همه جنگ و جدل ... درباره »
بابک...
مرد - متاهل
امتیاز: 3728

دنبال‌شدگان

(259 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(332 کاربر)

گروه‌ها

(15 گروه)

بازدید

بابک...
9xfp4aa7p6cowf5qwtzd.jpg بابک...

میلرزم سرد بود... آب پاکی که روی دستانم ریختی...!!!

بابک...
Www.Mypix_.ir-163.jpg بابک...

خدایا کلی باران فرستادی .... تا لکه هار را از دلم بشویی .... من که گفتم ... لکه نیست .... زخم است

بابک...
بابک...

ﻫﻤﯿﻦ ﺍﻻﻥ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺗﺨﻤﻪ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩﻡ ﺩﺍﺩﺍﺷﻢ ﺑﻬﻢ ﭘﯿﺸﻨﻬﺎﺩ ﺩﺍﺩﻩ ﯾﻪ .. .. .. .. .. .. .. .. .. .. .. .. ﺗﺨﻤﻪ ﺑﻨﺪﺍﺯ ﺭﻭ ﺯﻣﯿﻦ ﻓﺮﺩﺍ ﭘﯿﺪﺍﺵ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﻣﯿﺨﻮﺭﯼ ﺍﻧﻘــــﺪ ﺣﺎﻝ ﻣﯿﺪﻩ.........!!!!

بابک...
بابک...
در Coma

یک پاکت سیگار ... شراب به مقدار لازم... یه دلِ پر... اینجا شروع ماجراست... انتهایش را خدا هم نمیداند!

بابک...
بابک...
در Coma

چه دلمان بخواهد ، چه دلمان نخواهد ، خدا یک وقتهایی دلش نمی خواهد ما چیزی که دلمان می خواهد را داشته باشیم . . .

بابک...
بابک...
در Coma

نه اين‌كه فكر كني مرهم احتياج نداشت كه زخم‌هاي دل خون من علاج نداشت تو سبز ماندی و من برگ‌برگ خشكيدم كه آنچه داشت شقايق به سينه كاج نداشت منم ! خليفه‌ي تنهاي رانده از فردوس خليفه‌اي كه از آغاز تخت و تاج نداشت تفاوت من و اصحاب كهف در اين بود كه سكه‌هاي من از ابتدا رواج نداشت نخواست شيخ بيايد مرا كه يافتنم چراغ نه ! كه به گشتن هم احتياج نداشت

بابک...
بابک...

ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﺻﻠﯽ ﺗﺮﯾﻦ ﺩﯾﺎﻟﻮﮒ ﻫﺎﯼ ﺳﺮﯾﺎﻝ ﻫﺎﯼ GEM tv : ﺍﯾﻦ ﺑﭽﻪ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﻣﯿﺎﺩ ﻣﺎﻝ ﮐﯿﻪ؟!

بابک...
بابک...

نمی دانــم چــرا بیــن ایــن همــه ادم پــیــله کــرده امــ بــه تــو شــاید فــقط با تــو پــروانــه می شـــوم ســنـگـیــنــی گـفــتــه هــایــم بــه سـنــگـیــنـی گــوش هــایـتــ دَر . . .!

بابک...
بابک...

طرف مامانش بهش گفته الهی قربون قد و بالات برم بعد اومده تو پروفایلش زده Model-

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...

@٠•♥✿ LvF ✿♥•٠ چشمهايش خيس بودند! گفت تا به صبح در هجرت گريسته ام! و من "ساده" ايمان اوردم به ايمانش!!! و چه دير فهميدم چشمهاي او ان شب بي چتر زير باران مانده بودند!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...

@٠•♥✿ LvF ✿♥•٠ نگران چ هستی بانو تو سال هاست سروده هایت را با چشمانت می خوانی و ترجمه می شود هر چه معما از آغاز حل نشده بود .. کاش کمی لبخند بزنی .. این روزها بی لبخند تو نه روزها را تابشی ست نه شب هارا امید به چشمک ستاره ای .. دنیا مات می بازد وقتی لبخند نمی زنی عقربه از حرکت می ایستد وقتی چشمانت بارانی ست کمی دنیا را میهمان تبسمت کن شاید این سال های کویری بارشی رویایی را تجربه کرد و بذر عشق شکوفا شد .. نگران چ هستی بانو تو سال هاست سروده هایت را با چشمانت می خوانی...

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...

@٠•♥✿ LvF ✿♥•٠ «دل» این کلمه ی بی نقطه گاهی تنگ میشود شبیه یک نقطه...

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...

زن عشق می كارد و كینه درو می كند... دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر... می تواند تنها یك همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستی .... برای ازدواجش ــ در هر سنی ـ اجازه ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار میتوانی ازدواج كنی ... در محبسی به نام بكارت زندانی است و تو ... او كتك می خورد و تو محاكمه نمی شوی ... او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می كنی.... او درد می كشد و تو نگرانی كه كودك دختر نباشد .... او بی خوابی می كشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی .... او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر ... و هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود؛ مادر می شود؛ پیر می شود و میمیرد... و قرن هاست که او؛ عشق می کارد و کینه درو می کند چرا که در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت، زمان جوانی بر باد رفته اش را می بیند و در قدم های لرزان مردش؛ گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد؛ سینه ای را به یاد می اورد که تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می کند... و اینها همه کینه است که کاشته می شود در قلب مالاما...

بابک...
بابک...

یادش بخیر : بچه بودیم، صبح میزدیم تو كوچه تا ظهر ظهر میزدیم تو كوچه تا شب ، دیگه نمی فهمیدیم بالش چیه ؟ رختخواب كجاست ... بچه های الان چی ؟

بابک...
بابک...

صدای اتاق شمارش آرا: روحانی , روحانی , قالیباف , روحانی , روحانی , قالیباف , روحانی , روحانی , ولایتی , جلیلی , روحانی , جلیلی , قالیباف , روحانی , روحانی , روحانی , بچه‌ها اینجارو!! غرضی!!!! (خنده‌‌ی ناظران)