بابک...
میلرزم سرد بود... آب پاکی که روی دستانم ریختی...!!!
بابک...
خدایا کلی باران فرستادی .... تا لکه هار را از دلم بشویی .... من که گفتم ... لکه نیست .... زخم است
بابک...
ﻫﻤﯿﻦ ﺍﻻﻥ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺗﺨﻤﻪ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩﻡ ﺩﺍﺩﺍﺷﻢ ﺑﻬﻢ ﭘﯿﺸﻨﻬﺎﺩ ﺩﺍﺩﻩ ﯾﻪ .. .. .. .. .. .. .. .. .. .. .. .. ﺗﺨﻤﻪ ﺑﻨﺪﺍﺯ ﺭﻭ ﺯﻣﯿﻦ ﻓﺮﺩﺍ ﭘﯿﺪﺍﺵ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﻣﯿﺨﻮﺭﯼ ﺍﻧﻘــــﺪ ﺣﺎﻝ ﻣﯿﺪﻩ.........!!!!
بابک...
یک پاکت سیگار ... شراب به مقدار لازم... یه دلِ پر... اینجا شروع ماجراست... انتهایش را خدا هم نمیداند!
بابک...
چه دلمان بخواهد ، چه دلمان نخواهد ، خدا یک وقتهایی دلش نمی خواهد ما چیزی که دلمان می خواهد را داشته باشیم . . .
بابک...
نه اينكه فكر كني مرهم احتياج نداشت كه زخمهاي دل خون من علاج نداشت تو سبز ماندی و من برگبرگ خشكيدم كه آنچه داشت شقايق به سينه كاج نداشت منم ! خليفهي تنهاي رانده از فردوس خليفهاي كه از آغاز تخت و تاج نداشت تفاوت من و اصحاب كهف در اين بود كه سكههاي من از ابتدا رواج نداشت نخواست شيخ بيايد مرا كه يافتنم چراغ نه ! كه به گشتن هم احتياج نداشت
بابک...
نمی دانــم چــرا بیــن ایــن همــه ادم پــیــله کــرده امــ بــه تــو شــاید فــقط با تــو پــروانــه می شـــوم ســنـگـیــنــی گـفــتــه هــایــم بــه سـنــگـیــنـی گــوش هــایـتــ دَر . . .!
بابک...
زن عشق می كارد و كینه درو می كند... دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر... می تواند تنها یك همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستی .... برای ازدواجش ــ در هر سنی ـ اجازه ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار میتوانی ازدواج كنی ... در محبسی به نام بكارت زندانی است و تو ... او كتك می خورد و تو محاكمه نمی شوی ... او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می كنی.... او درد می كشد و تو نگرانی كه كودك دختر نباشد .... او بی خوابی می كشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی .... او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر ... و هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود؛ مادر می شود؛ پیر می شود و میمیرد... و قرن هاست که او؛ عشق می کارد و کینه درو می کند چرا که در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت، زمان جوانی بر باد رفته اش را می بیند و در قدم های لرزان مردش؛ گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد؛ سینه ای را به یاد می اورد که تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می کند... و اینها همه کینه است که کاشته می شود در قلب مالاما...
بابک...
صدای اتاق شمارش آرا: روحانی , روحانی , قالیباف , روحانی , روحانی , قالیباف , روحانی , روحانی , ولایتی , جلیلی , روحانی , جلیلی , قالیباف , روحانی , روحانی , روحانی , بچهها اینجارو!! غرضی!!!! (خندهی ناظران)