دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بابک...

پیش ما سوخته دلان مسجد و می خانه یکی است حرم و دیر یکیست,سفحه و پیمانه یکی است این همه جنگ و جدل ... درباره »
بابک...
مرد - متاهل
امتیاز: 3728

دنبال‌شدگان

(259 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(332 کاربر)

گروه‌ها

(15 گروه)

بازدید

بابک...
بابک...

يادش بخير كودكي چه قهر ها كه نكرديم..چه اشكها كه نريختيم اما لحظه اي دگر صداي خنده هايمان حكايت از فراموشي بود ولي حالا......... فراموشي حكايت ديگريست. چه اشكها كه نمي ريزيم...چه گريه ها كه نمي كينيم.... و لحظه ها و لحظه ها منتظريم حكايت فراموشي اين سالها چقدر عوض شده است!

بابک...
بابک...
در Coma

این روزها خودم .... اینقــــدر سیگار برای دود کردن دارم تو دیگر کبریت برای آتش زدن روح و روان ام نکش ( لعـنتی ).....

بابک...
بابک...
در Coma

بهار تمام شد‌ و میوه ها رسیده اند پَس تو کی می رسی بی انصاف !

بابک...
بابک...

بخوريد و بياشاميد اما تابلو نكنيد !! . . . . . . . . . . . . رازي پس از كشف الكل

بابک...
بابک...
در Coma

دردها فراموش میشوند…. اما همدرد ها هرگز!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...

خدایا… در لیست بنده هایت اشتباهى شده! اسم من که ایوب نیست…

بابک...
بابک...

یارو تو [!]بوک قسمت علایق نوشته بود “باز و بسته کردن در یخچال!!

بابک...
بابک...
در Coma

خدایا، چون ماهیان که از عمق و وسعت دریا بی خبرند، عظمت عشق تو را نمی شناسم. فقط میدانم که معبود این دل خسته هستی و اگر دیده از من برگیری خواهم مرد .

بابک...
بابک...

خدایـــــــــــــا . . . چرا تا زنده ایم روانمان را شـــــــــاد نمی کنی ؟ ! همیکنه مردیم . . . شادروانمان می کنی ؟ ! ...

بابک...
بابک...
در Coma

کنون چه کنم با خطای دلم!!!؟

بابک...
بابک...
در Coma

آدمهای کنارم مثل جمعه می‌مانند .... معلوم نمی‌کند "فــــــرد" هستند یا " زوج " ... پر از ابهامند ... !!!

بابک...
بابک...

می گویند روزی هست که خدا چرتکه دست می گیرد و حساب کتاب می کند و آن روز تو باید تاوان کاری که با من کردی را پس بدهی فقط نمیدانم تاوان دادن آن موقع تو به چه درد من می خورد؟؟؟

بابک...
بابک...

تسبیح نیستم اما نفسم را به شماره انداخته است شوق دستهای تو…

بابک...
بابک...

خیابان نیست که از همان راهی که آمدی بروی... بفهم... این لعنتی اسمش دل است...

بابک...
بابک...

بَعــضـــیـ فَقــَــط رَهْـــگُـذرنـــد از هَمـــــــان اولْ... میـ آینـــــــد کِهـ برونـــد میـ آینــــــــد کِهـ نمانــنـد یـــــادتْ بـــاشَـد هیچــــ وقـــتْ دل نبندی به بودنـِشــــــانــْــ !!! چــون وقتــــــی بــــرَونــْـد تــــــو میـ مانـــی و دلی کِهـ دیگـــــر تــــــا اَبـــَــد دل نمیـ شــــود برایــَـتْ.........