بابک...
متعلق به هيچکس نخواهم بود تنها و بي کس خواهم مرد قبل از مرگ تورا بدرقه ي سفر خواهم کرد تو مي روي من هم ميروم ...
بابک...
دو پرنده خیالی ، زندگی ای داشتیم که به گفتن نمی آید،دو تن بودیم در بهشت آرزوهای جوانی! با هم بودیم! روزهای آخر می گفت: «من از همه چیز بریده ام. از خداوند بخواه مهر تو را هم از دلم بردارد تا هر چه زودتر رها شوم.» و یک شب من بریدن او را حس کردم! نگاه سردش را که دیدم، تنم لرزید؛ با خودم گفتم: «نکنه آخرین شب باشه!» وقتی سر جنازه اش رسیدم، خم شدن و نگاهی به پاهایم انداختم. می خواستم مطمئن شوم آیا هنوز پایی برای رفتن باقی مانده است؟ با هم بودیم، اما یکی رفت و دیگری ماند!
بابک...
گاهی میرسه که دیگه از خدا نه پول میخوای ؛ نه خونه میخوای ، نه کسو کار میخوای ! نه ... یه موقع هایی هست فقط یه دل خوش میخوای ! فقط یه دل خوش ...
بابک...
یه مقاله خوندم توش نوشته بود: بعد از هر 20 دقیقه کار با کامپیوتر،20 ثانیه به یه جای دور نگاه کن! از همینجا خدمت صاب مقاله سلام عرض میکنمو میگم: آخه عزیز من ! من اگه میدونستم 20 دقیقه دیگه کِی میشه، که 4 بار چاییم سرد نمیشد..!
بابک...
دنیای عجیبیست ... دنیا به قیمتی گزاف به من آموخت که : وقتی کسی حرفم را نمیفهمد باید سکوت کنم ... در خود گریه کنم و در ظاهر بخندم ...
بابک...
شنیده بودم : "پــــا" ، قــلب ِ دوّم است... امّـا بـاور نـداشتـم... تـا آن زمـان كه فهمـیـدم وقتی دل ِ "مانـــدن" ندارم پــای ِ ایستـادن هــم نـیست !!!
بابک...
با هیچ کس نبودن ؛ بهتر از بودن با فردی بی لیاقت است ! گاهی کسانی که انفرادی پرواز میکنند ، قویترین بالها را دارند ... !!
بابک...
آنقدر هی به خدا سپردمت . . . که . . . برداشت تورا با خودش برد . . .
بابک...
دوست داشتن تـــــــــــو لیاقت نمی خواهد مثــــــل نـــــــخ کــــــــردن ســـــــــــوزن " اعصـــــــــــاب" می خواهد . . .
بابک...
گــاهــی تو اوج تـنـفر و عصـبـانـیت... یـادت می افـتــه کــه عــاشقــشــی ...