بابک...
ﺑﻪ ﺳـــﻼﻣﺘﻲ ﺍﻭﻧــــﺎﻳﻲ ﮐـــﻪ ﻫـــﻢ ﺩﻝ ﺩﺍﺭﻥ ﻫــــﻢ ﻣﻌـــــﺮﻓﺖ؛ ﺍﻣــّــﺎ ﮐﺴﻲ ﺭﻭ ﻧﺪﺍﺭﻥ ...
بابک...
تو نیستی و پاییز از چشمهای مرد عاشقی شروع شده است که تمام درختان را گریسته است در سوگ رفتنت. برنگرد، که بر نمی گردی تو هیچوقت نمی خواهمم داشته باشمت،نترس فقط بیا در خزان خواسته هام کمی قدم بزن تا ببینمت دلم برای راه رفتنت تنگ شده است
بابک...
بـگذار بـگــویـند دیـــوانـه ام ! پـای آمـدن تــو در میـان بـاشــد ، ضـریـــح کــه هیــچ .... بـه ایـن درخـت چـنـار هــــم دخـیـل مـی بــندم !
بابک...
شعر .. کلاهی ست که بر سرم میگذارم !.. تا روزهای سرد بی تو .. سرم را گرم کند !!
بابک...
انسانها به دو گروه تقسیم می شوند یا ایرانی اند یا از زندگی لذت می برند
بابک...
بر ادمی چه می گذرد اگر قلبش را با چراغی خاموش تاق زده باشند ؟