دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بابک...

پیش ما سوخته دلان مسجد و می خانه یکی است حرم و دیر یکیست,سفحه و پیمانه یکی است این همه جنگ و جدل ... درباره »
بابک...
مرد - متاهل
امتیاز: 3728

دنبال‌شدگان

(259 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(332 کاربر)

گروه‌ها

(15 گروه)

بازدید

بابک...
بابک...

باور كن! از وقتي ترجيح دادي كه نباشي // سيگارهايم را بدون فيلتر كام مي گيرم شش هايم دود مي شود قلبم تير ميكشد و انديشه ام درد.. يك شب خيال باردارم را سقط جنين خواهم كرد! حرام زاده اي كه از تجاوز تو به احساساتم // خيالم را در بر گرفته / همچون خوره اي بند نافش را پاره خواهد كرد.. و من همين دلخوشي واهي تسلطم بر او را از دست خواهم داد / و يكتنه زندگي ام را مي پوكاند! فقط همين يك شب را باش تا ببيني چگونه رحم خيالم را لگد مال خواهم كرد!!! بعد هر جا كه خواستي برو ، من سيگار هاي بدون فيلتر را به عشق بازي با تو ترجيح مي دهم

بابک...
بابک...

یک چهارراه ، که آدرسش اهمیتی ندارد یک دختر ، که اسمش را کاری نداریم به چراغ قرمز عابر پیاده رسید و ایستاد و منتظر ماند و نرفت مردانی ، که به سطح فرهنگشان کاری نداریم از کنار دختر ، که لباسش در قصه ما نقشی ندارد به خیابانی ، که تعداد ماشین هایش را بیخیال می شویم وارد می شدند چراغ قرمز و ترافیک بود و کسی نمی ایستاد یک انگشت توهین آمیز چند آرنج خشن چند صد کلمه‌ی تحقیر کننده با پیکر دختر برخورد کرد از کشوری که اسمش را نمی بریم از مردمی ، که نامهایشان را فراموش می کنیم از آیینی که نقشش را در این حادثه انکار می کنیم دخترک بیزار بود

بابک...
بابک...

ایـرانی بـودن ، به "فروهری" که میندازی گردنت نیست ...! به " نیک " بودن ِ رفتارتـه ...!!..!!

بابک...
بابک...

جداموندن ازکسی که دوستش داری فرقی بامردن نداردپس عمری که بی تومیگذردمرگی است به نام زندگی!

بابک...
بابک...

خوش به سعادت این نسل جدید که کلی سرگرمی دارن. والا سرگرمی نسل ما یه چرخ گوشت بود که دستمون رو می کردیم توش دستمون تا زانو قطع می شد! بعدش کانال پنج برنامه در شهر نشونمون می داد کلی حال می کردیم

بابک...
بابک...

شبها خواب ندارم ... روزهایم بیهوده شده ... برای همین از خدا پرسیدم : خدایا آیا این عشق است ؟ خدا جواب داد : نه ای بنده ی من بزودی جواب امتحان ریاضی که هفته پیش خرابش کردی به دستت میرسه !!!

بابک...
بابک...

تنهــــــــــــــــایی استخوان سوز است حتی در عاشقانه ترین ساعتهــــــــا

بابک...
بابک...
در میکده

فک کن حالا یه جمله هم نوشتیو دو هزار تام لایک خوردی با اونا که میخواسی دوستت داشته باشنو ندارن چیکارمیکنی؟ فک کن 100 نفرم تو این دنیای مجازی اددت کردن.. با فراموش شدنت توی این روزگار نامرد میخوای چیکار کنی؟ فک کن چندین ساعتم با هزار نفر چت کردیو غش کردی از خنده این وسطا مجازی عاشقشم شدی بوسشم کردی. تلخی بعد از خاموش کردنِ نوت بوکتو سکوت اتاقت رو کجای دلت جا میدی؟اینا همه بی فایدس..یکی باید باشه که بعد این همه خاموشیو سکوت صدات کنه و بگه عشقم بیا پیشم بشین و.....اینه اونی که همۀ ما میخوایم..که ارزشش از یه میلیون لایک هم بیشتره..

بابک...
بابک...

انسانهای متعصب احمق ترین انسانها هستند تعصب بی دلیل دریچه ی عقل را میبندد البته اگر عقلی وجود داسته باشد

بابک...
بابک...

آرزوهایت بلند بود دست های من کوتاه تو نردبان خواسته بودی من صندلی بودم با این همه فراموشم مکن وقتی بر صندلی فرسوده ات نشسته ای و به ماه فکر می کنی ........

بابک...
بابک...

سلام ....دوستان..

بابک...
بابک...

همه ی حیوانات در مرکز جنگل جمع شده بودند. ظهر بود. مراسم سنگسار لاکپشت پیر بود به ارتکاب زنای محصنه . همه ی حیوانات جنگل گرگ، شیر، خرگوش، موش، آهو همه زدند و زدند و زدند... سیل سنگ بود که به سمت لاکپشت پیر می آمد. سنگ سنگ سنگ کم کم خلوت و خلوت تر شد خورشید غروب کرد. لاک پشت از لاکش بیرون آمد ! و خمیازه ای کشید و به موبایلش نگاه کرد: اس ام اس آمده بود: "همه چی مهیاست، زودتر بیا. قربانت: آقا پرویز"

بابک...
بابک...

یه وقتــــــایی هم هست که جواب همه نگرانیـــات میشــه یه جمله که میكوبن تو صورتــــت....... "بهم ......گیر....... نـــــــده".... وتو باید فقط نگاهش بکنی..هیچی هم نگی...

بابک...
بابک...

اما با این همه تقصیر من نبود که با این همه... با این همه امید قبولی در امتحان سادهْ تو رد شدم اصلاً نه تو ، نه من! تقصیر هیچ کس نیست از خوبی تو بود که من بد شدم!

بابک...
بابک...

صدا ميكنم " تـــو " را ... اين " جاني " كه ميگويي جانم را مي گيرد ...! نزن اين حرف ها را دل من جنبه ندارد موقعي كه نيستي ... دمار از روزگارم در مي آورد.......