دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بابک...

پیش ما سوخته دلان مسجد و می خانه یکی است حرم و دیر یکیست,سفحه و پیمانه یکی است این همه جنگ و جدل ... درباره »
بابک...
مرد - متاهل
امتیاز: 3728

دنبال‌شدگان

(259 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(332 کاربر)

گروه‌ها

(15 گروه)

بازدید

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط بابک...

تو بخواه تا من برایت بمیرم به طمع یک بوسه با طعم نارنجی یا هر رنگی تو بخواهی. هرچقدر هم که عاشقت باشم نمی توانم عاشقی ام را به تو ترجیح دهم هر چقدر که عاشقی بلد باشم خرج تو می کنم ... من! به جاش تو برای من لبخند بزن. می شود؟

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط بابک...

نیمه شب است.قلم در دستم ... دلم غمگین و عزادار...دلم تنها... در این میان انگار سکوت است که سکوت مرا می شکند..

بابک...
بابک...
در حرف دل

به زردی می‌زند سبزی دل و اندیشه‌ام و آبی نازک خیالم آشفت. دست‌هایم حسّ بودن دست‌هایت را منتظر است.

بابک...
بابک...
در حرف دل

عاشق که بشوی طبقه ی هشتم ِ آسمان ِ خیالت به معجزه ای خلق می شود.

بابک...
بابک...
در حرف دل

خدایا..!! کاش اعتراف کنی.. جهنمی در کار نیست برای ما همین روزهای برزخی زمینی کا[!]ت!!!

بابک...
بابک...
در حرف دل

توی حیاط دبیرستان یه نفر یقه پیرهنمو گرفت ، فهمیده بود از خواهرش خوشم میاد ! بچه ها دور ما حلقه زده بودن و فریاد می کشیدن .... قورتش بده .... !!! چون هیکلم بزرگ بود اون هی مشت می زد و من فقط دفاع می کردم ...!! باز اون مشت می زد و من فقط و فقط دفاع می کردم !! بلاخره یه خراش کوچیک رو صورتم افتاد ... فرداش خواهرش بهم گفت حداقل تو هم یه مشت می زدی روم نشد بهش بگم ... آخه چشماش شبیه تو بود !!!!

بابک...
بابک...
در حرف دل

زمانی که جلوی تلفن های عمومی صف می کشیدند عشق ها با ارزشتر بود از این روز ها که پشت خطی ها صف می کشند

بابک...
بابک...
در حرف دل

ما حرفهای زیادی داشتیم برای زدن حرفهایی زیاد کلمات کتک خور و آش و لاش معطل میان هوا بادهای به هر جهت و بی جهت که می‌آمدند و می‌رفتند میان مختصر تکان‌های لبها و گونه‌ها و چشمهای بلاتکلیف ما حرفهای زیادی داشتیم نه برای شنیدن تکه پاره‌های محتضری در حال جان کندن و تن کندن و کندن ...کنده شدن ما حرفهای زیادی داشتیم فقط حرفها حرفها حرفها "هنــگامه هویــــدا"

بابک...
بابک...
در حرف دل

وقتــي پــشت ســر پـدرت از پلــه هـا ميــاي پــايين و ميبينــي چــقدر آهــسته مـيره ، ميفهمــي پيــر شـده ، وقتــي داره صــورتشو اصــلاح ميکــنه و دســتش ميـــلرزه ، ميفهمــي پيــر شـده ، وقتــي بعــد غــذا يــه مــشت دارو ميخــوره ، ... ميفهمــي چــقدر درد داره امــا هيــچ چــي نميگــه ، و وقتــي ميفهمــي نصــف موهــاي ســفيدش بــه خـــاطر غــصه هــاي تــو بــود ، دلـت ميخـواد بــــــميري .. .

بابک...
بابک...
در حرف دل

گاهي اینکه صبح ها دلت نمی خواد بیدار بشی همیشه نشونه ی تنبلی نیست خسته اي از زندگي نمی خوای قبول کُنی که یک روز دیگه شروع شده !!

بابک...
بابک...
در حرف دل

قبول دارین !! بهشت (آب و هَواش) خوبه ولی بچه های جهنم باحال ترن!

بابک...
بابک...

تنهایی بد است، اما بد تر از آن اینست که بخواهی تنهاییت را با آدم های مجازی پر کنی، آدم هایی که بود و نبودشان به روشن یا خاموش بودن یک چراغ بستگی دارد… @nila

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
1_baran_1_.jpg بابک...
در حرف دل

بی معرفت تو اون کسی بودی که اومدی زیر چترم,نه برای همراهی با من,بلکه فقط برای اینکه خیس نشی....بارون که بند اومد,رفتی که رفتی .....

بابک...
بابک...
در حرف دل

چقدر دلم می خواهد نامه بنویسم ...تمبر و پاکت هم هست و یک عالمه حرف.... کاش کسی جایی منتظرم بود...

بابک...
2c0756b9-5f9a-401e-8a60-a5e9c67a830f.jpg بابک...
در حرف دل

دیگر نه صبر ایوبی هست !! و نه بویی از پیراهن یوسف عزیزم ... خودت را به کوری بزن اینجا گرگ ها همه چیز را خورده اند