بابک...
این روزها هرکی منو میبینه میگه : وااای خوش به حالت چقدر لاغر شدی !!! رمز موفقیتت چی بوده ؟ من فقط لبخند میزنم و تو دلم میگم : بازیچه شدن
بازی با کلمات و دِل واژه ...
راست می گویند..شمردن بلد نيستم دوست داشتن بلدم گاهي شده يكي را دوبار دوست داشته باشم چه كار مي شود كرد دوست داشتن بلدم شمردن بلد نيستم...!!!
بابک...
باران که میبارد... باید آغوشی باشد... پنجرهی نیمه بازی... موسیقی باران... بوی خاک... سرمای هوا... گرهی کور دستها و پاها... گرمای عریان عاشقی... صدای تپش قلبها... خواب هشیار عصرانه... باران که میبارد... باید کسی باشد....
بابک...
سخت است ؛ خیلی سخت .... وقتی بدانی او کجای زندگی توست ! ولی .... ندانی تو کجای زندگی او هستی ... !!!
بابک...
بی فایده است عصرمردان مجنون و زنان لیلی دیرزمانیست به پایان رسیده است ؛ یخبندانیست زمین! سرهایمان را در کامپیوترهامان فرو کرده ایم ودر پناه فی لترشکن ها مان زاغ سیاه یکدیگر را هک می کنیم ببین اینکه به پایکوبی اش نشسته ایم انقراض عشق است؛ خوشبختی مجازی! و اینک دسته جمعی آغاز عصر یخبندان را لایک می کنیم !
بابک...
می آیی بی هوا بی خبر بی نشانه و چه سرشار میشود دلم از شکوفه های نیلوفری همیشه بیا که نبودنت دردی را از من دوا نمیکند در این هوای بارانی
بابک...
زیاد سخت نگیر .. من سخت گرفتم تنها شدم ...
بابک...
کاش وقت خوردن عرق نوع سـگیش را انتخاب کنید خدا را چـــه دیدید شـــــــــــــایـــــد ! هنــگامه مستی کـــــــــــــــــمی ... باوفا شوید ...
بابک...
امروز زنی را دیدم که بوسه از لبش میچکید! خدا را شکر پس/ هنوز مردی است که عاشقانه میبارد......!!
بابک...
به کسی که میخواد بره نگید نرو ... بلکه بلند بشید خودتون در رو براش با لبخند باز کنید ! چون درو محکم میبنده خراب میشه !!!