بابک...
زن رو باید بغل کرد و بی دلیل بوسید حتی وقتی آرایش نداره موهای دست و پاش یه کم در اومده دو روز وقت نکرده ابروهاشو برداره موهاشو برات براشینگ نکرده پیژامه ت رو پوشیده و خودشو گوله کرده تو تخت تو جای خالیِ تو که هنوز گرمای تنتو داره...که سرشو فرو کرده تو بالشت که بوی تنت رو -نه ادکلنت- بوی تنت رو با لذت با هر نفسش بکشه توی ریه هاش زن رو باید بغل کرد و تو بغل نگه داشت و با همه شلختگی ظاهریش عاشقانه بوسید تا احساس امنیت کنه که مردش همه جوره دوسش داره...
بابک...
تنهایی ام را کســی شریک نیست مطمــــئن باش دستِ احتــــیاج به سمت ِتــــو که هیـــچ به سمت ِ خودم هم دراز نخواهم کرد... شایـــد کــه تنهایی هایم از تنهایی دق کنــــد!!!
بابک...
چـِـقَدر دِلـَـم بَرای بـَـعضــی هــا تـَـنگــ شُــده اما حــیفــ کــه جـُـراتــ گـُـفتنشـــ رو ندارمـــ کــاش مــیشد داد بزنــمــ ... دلم براتــ تنگـــ شده حــالیته؟
بابک...
دروغ گـفـتـن . . . عـرضـــــــــــ ــــــــه مـیـخـــــــواد ، مـا هـم کـه هـمـیـشـه. . . عـاشـق آدم هـای بـا عـرضـه مـیـشـیـم !
بابک...
در عجبم از کار خدا... تو را آفریده و انتظار یکتا پرستی دارد از من!!!
بابک...
تـو رفـتـﮯ انـگـار ڪـﮧ مـن از اولـش نـبـودم ! مـن ولـﮯ مـﮯمـانـم انـگـار ڪـﮧ تـو تـا آخـرش هـسـتـﮯ ! . . / .
بابک...
میخواستم بهت بگم چه قدر پریشونم دیدم خودخواهیه, دیدم نمیتونم تحمل میکنم بی تو به هر سختی به شرطی که بدونم شاد و خوشبختی به شرطی بشنوم دنیات آرومه که دوستش داری از چشمات معلومه یکی اونجاس شبیه من یه دیوونه که بیشتر از خودم قدرتو میدونه چیکار کردی که با قلبم, به خاطر تو بی رحمم تو میخندی چه شیرینه گذشتن, تازه می فهمم تورو میخوام تموم زندگیم اینه دارم میرم ته دیوونگی, اینه نمیرسه به تو حتی صدای من تو خوشبختی همین بسه برای من چیکار کردی که با قلبم, به خاطر تو بی رحمم تو میخندی چه شیرینه گذشتن, تازه می فهمم ...
بابک...
اگر از عهده شما بر نمیآید که صادق باشید ، مجرد بمانید .
بابک...
سخن از عشق و محبت، ذکر خداست... و "الا بذکر الله تطمئن القلوب"
به به
14 سال و 7 روز و 18 ساعت و 55 دقيقه قبل
14 سال و 7 روز و 18 ساعت و 54 دقيقه قبل