بابک...
ما کار و دکان و پیشه را سوخته ایم / شعر و غزل و دوبیتی آموخته ایم در عشق که او جان و دل و دیده ی ماست / جان و دل و دیده هر سه را سوخته ایم {حکیم عمر خیام}
بابک...
کاش بودم همچو عنقا بی نشان در روزگار تا نبیند چشم تنگ مردم دنیا مرا {صائب }
بابک...
آنجا نشسته ای و لبخند می زنی اما دستی تکان نمی دهی ای کاش آن "قاب " قاب ِ پنجره بود ...!
بابک...
[!] من همین الان فهمیدم معنی کلمه ی دوستت دارم به ترکی میشه: مَن سَنی چوخ ایستریم
بابک...
اگر روزی دلت خواست گریه کنی نترس،به من بگو .. قول نمیدم بتوانم بخندانمت اما من هم میتوانم با تو گریه کنم اگر روزی دلت خواست از اینجا بری به من بگو، شاید نتوانم از رفتن باز دارمت اما من هم می توانم با تو بیایم. اگر روزی دلت نخواست صدای کسی رو بشنوی به من بگو... قول می دهم سکوت کنم... اما اگر روزی صدایم کردی و پاسخی نشنیدی زود بیا،... شاید این منم که به تسلای تو نیاز دارم
بابک...
ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻳﻌﻨﻲ : ﺩﻩ ﺗﺎ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﺑﻴﺎﺩ ﺳﺮﺍﻏﺖ ! ﺍﻣﺎ .... ﺗَﻪِ ﺩﻟﺖ ﺑﮕﯽ : ﺍﻭﻥ ؛ ﺍﻭﻥ ... ﺍﻭﻥ ... !!!
بابک...
برام سی سال نماز صبح، مغرب و عشا بخونید، نماز ظهر و عصر رو توی اداره خوندم. وصیت یک کارمند...
بابک...
یکی از رسالت های ِ فلش مموری گم شدنه! اصن آفریده شده واسه گم شدن!
بابک...
یادش بخیــــــر یکی از متفکرانه ترین سرگرمی های دوران بچگیم , نصف کردن ویفر از مرز کــــِرِم دارش بود...
بابک...
باید اعتراف کنم من نیز گاهی به آسمان نگاه کردم ... دزدانه... در چشم ستارگان نه به تمامی شان تنها به آنها که شبیه ترند... به چشمان تو !!