دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بابک...

پیش ما سوخته دلان مسجد و می خانه یکی است حرم و دیر یکیست,سفحه و پیمانه یکی است این همه جنگ و جدل ... درباره »
بابک...
مرد - متاهل
امتیاز: 3728

دنبال‌شدگان

(259 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(332 کاربر)

گروه‌ها

(15 گروه)

بازدید

بابک...
بابک...
در حرف دل

گُـفت: ضمـــایــر را بِگـــو گُفتــم:مَـن مَـن مَـن مَـن مَـن مَـن گُفـت: فقـــط مَـن؟ گُفتــم:بقیـــــه رَفتــِــه اَنـد....

بابک...
بابک...
در حرف دل

هرکه به من می رسد بوی قفس می دهد جز تو که پَر می دهی تا بپرانی مرا ...

بابک...
بابک...

آسمان ابری بی پرنده بی نسیم به درد همین روزها می خورد که می خواهی گریه کنی ولی بهانه نداری.@nila

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...

اینجا آسمان ابریست ، آنجا را نمیدانم... اینجا شده پائیز ، آنجا را نمیدانم... اینجا فقط رنگ است ، آنجا را نمیدانم... اینجا دلی تنگ است ، آنجا را نمیدانم...@Mohammad_H

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...

عقل گفت که دشوارتر از مردن چیست؟ عشق فرمود فراق از همه دشوارتر است...@AVAZBARAN

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...

به چراغعلی میگن می دونی اینترنت اومده روستا ؟ میگه به جهنم بزار بیاد هممونو بخوره راحت شیم

بابک...
بابک...

غنچه با دل گرفته گفت: زندگی لب زخنده بستن است گوشه ای درون خود نشستن است گل به خنده گفت زندگی شکفتن است با زبان سبز راز گفتن است گفتگوی غنچه وگل از درون با غچه باز هم به گوش می رسد تو چه فکر میکنی کدام یک درست گفته اند من فکر می کنم گل به راز زندگی اشاره کرده است هر چه باشد اوگل است گل یکی دو پیرهن بیشتر ز غنچه پاره کرده است! @♥ღ سکوت زندگی♥ღ

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...
در حرف دل

نفهمی دردیست که فرد را نمی کشد اما اطرافیان را دق مرگ می کند . . .

بابک...
بابک...
در حرف دل

چقدر درد داردکه من... درجست وجویت هستم... درکوچه های شهری که تودران زندگی نمی کنی...!!

بابک...
بابک...
در حرف دل

پنجره ی باران خورده ات را باز کن چند سطر پس از چشمهایم را ببین که هوایت دیوانه شان کرده دلم برایت تنگ است...

بابک...
بابک...

دست های کوچکش به زور به شیشه های ماشین شاسی بلند حاجی می رسد التماس می کند : آقا... آقا "دعا " می خری؟ و حاجی بی اعتنا تسبیح دانه درشتش را می گرداند و برای فرج آقا "دعا " می کند....

بابک...
بابک...

سلام...

بابک...
بابک...

به سلامتی هر کس که درونش داره میسوزه امـا تـرجـیح میــده رو لبــاش خنــده بــاشه. . .! بدرود دوستان

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
بابک...
بابک...
در حرف دل

یکی بود یکی نبود...عاشقش بودم عاشقم نبود....وقتی عاشقم شد که دیگه دیر شده بود... حالا می فهمم که چرا اول قصه ها میگن...یکی بود یکی نبود... یکی بود یکی نبود ، این داستان زندگی ماست.... همیشه همین بوده...یکی بود یکی نبود ، در اذهان شرقی مان نمی گنجد با هم بودن ، با هم ساختن ، برای بودن یکی ، باید دیگری نباشد...هیچ..‬

بابک...
بابک...
در حرف دل

با همین حرفهای ساده اغاز می شود دلم ... دلت... همیشه کار دل پریشانی ست ما روی رد پاهایمان نشانه میگذاریم با سنگ نه با لقمه های کوچک شعر که آن را باد یا گنجشکها می برند با خود حتی اگر چراغ هم نیاوری مهربانیت کا[!]ت. تو هستی ومن راه خانه را گم نمی کنم از این روست که دوستت می دارم