دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بابک...

پیش ما سوخته دلان مسجد و می خانه یکی است حرم و دیر یکیست,سفحه و پیمانه یکی است این همه جنگ و جدل ... درباره »
بابک...
مرد - متاهل
امتیاز: 3728

دنبال‌شدگان

(259 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(332 کاربر)

گروه‌ها

(15 گروه)

بازدید

بابک...
بابک...

مامانم اومد منو به یکی معرفی کنه گفت این پسرمه یادته بچه بود چهارشنبه سوری میومد وسط سفره میرقصید آخه مادر من اینم شد خاطره

بابک...
بابک...

یارو میره دستشوی یهو برق میره شروع میکنه به جیغ و هوار کشیدن و داد و بیداد کردن یهو زنش میاد میگه چیه چی شده ؟ یه برق رفته فقط یارو میگه اخیش من فکر کردم انقدر زور زدم کور شدم

بابک...
بابک...

آدم عطاری هم که میره، یه چیز با کلاس بخره... مثل "آلوئه ورا" آخه "خارشتر" هم شد گیاه؟ والا..بغرعان

بابک...
بابک...

آقا پسر های عزیز . . اگه میخواید از خرج و مخارج بیرون رفتن با دوست دخترتون بکاهید، هر بار که رفتین بیرون بهش بگین : وای عزیزم... تپل شدی چقدر ناز تر شدی

بابک...
بابک...

نتم قط شد اومدم بشینم فیلم ببینم وصل شد نتیجه ی اخلاقی : حسادت فقط تو آدما نیست ..

بابک...
بابک...

ایا میدانستید که پشت هر اکانتی در اینجا یه ادم واقعی هست؟

بابک...
1344380249813925_large.jpg بابک...

چشماش چندتا لایک داره ؟؟

بابک...
1344438342373391_thumb.jpg بابک...

اون وقت می گن چرا سقوط می کنن والاااااااااااا

بابک...
بابک...

یکی از حسرت های بچگیم خون دماغ شدن بود ! خیلی حس و ژست باکلاسی بود . . . همه بهت توجه می کردن در حد شهید زنده !

بابک...
1344438437373565_large.jpg بابک...

هیچ وقت زود قضاوت نکن ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
بابک...
بابک...

به پدربزرگم میگم لامصب دسشویی میری سریع بیا بیرون مام کار داریم اون تو خب.میگه يه وقتايي که تو دستشويي ام و يکي به شدت منتظره که بيام بيرون, الکي طولش ميدم!!! آدم احساس قدرت مي کنه, انگار تو اون لحظه زندگي اوني که بيرونه توي دستاته!!

بابک...
بابک...

ما ایرانی ها جنگم بشه تیمی نمیتونیم بریم جنگ باس تک تک بریم تا موفق باشیم

بابک...
بابک...
در حرف دل

اصلا کاش گرگی می آمد و دستان سفید کرده اش را نشانمان می داد و در را برایش باز می کردیم ! لعنتی ! در این خانه را گرگ ها هم نمی زنند دیگر !

بابک...
بابک...
در حرف دل

مادربزرگْ - که خدا نور به قبرش ببارد - می‌گفت: عاشق که باشی هرگز نخواهی مُرد. اما، خودش مُرد! چه پارادوکسِ بزرگی‌ستْ عشق!