دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بابک...

پیش ما سوخته دلان مسجد و می خانه یکی است حرم و دیر یکیست,سفحه و پیمانه یکی است این همه جنگ و جدل ... درباره »
بابک...
مرد - متاهل
امتیاز: 3728

دنبال‌شدگان

(259 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(332 کاربر)

گروه‌ها

(15 گروه)

بازدید

بابک...
بابک...

اس ام اس اومده برام تور ارمنستان 6روز و 4شب به خدا هر جوری حساب کردم نفهمیدم چجوری

بابک...
بابک...

قراره # به کسایی که in a relationship هستن وام ازدواج بده ..واسه سینگلا هم قراره بره خواستگاری

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...

گاج منتشركرد:اولی ها،دومی ها،سومی ها،كنكوری ها... خــــــاک بر سرتــون با این وضع درس خوندنتون...

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...

باز آمد....بوی ماه مدرسه بوی شادیهای راه مدرسه بوی ماه مهر....ماه مهربان بوی خورشید پگاه مدرسه از بچگی آرزوم این بود شاعر این شعرو از زبونش آویزیون کنم

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...

خدایا تصمیم باخودته ولی بهتر نبود پشه به جای خون چربیای اضافمونو می خورد؟!!

بابک...
بابک...

# هم شده مثل در یخچال، هر دقیقه هی الکی باز و بستش می کنیم!

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...

خداوند به هر پرنده ای دانه ای می دهد ولی آنرا داخل لانه اش قرار نمی دهد

بابک...
بابک...

یه پیرمردی تو پارک محله ما می شینه و هنوزم خیلی معتقده که دکل های ایرانسل رو هم مرحوم رضا شاه نصب کرده !

بابک...
بابک...
در پتُ مت

مامان، اجازه هست ابروهامو بر دارم ؟ ………… نه مامان، اجازه هست موهامو زیتونی کنم ؟ ………… نه مامان، اجازه هست تونیک صورتی بپوشم ؟ …………نه … مامان، اجازه هست مثل باربی آرایش کنم ؟ ………… نه مامااااان یعنی چی که همش میگی نه…. من ۱۸ سالم شده ها . . . . . . . . . - مامان: اَه جمشید ، خفه میشی یا خفت کنم ؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...

باز دل آسمان گرفته.... بغضش را با تمام وجود حس میکنم از آن بغضهاست که اگر بشکند ویران می کند خوش به حال آسمان که گهگاه بغض دارد و گهگاه ویران میکند آسمان نمی داند که دل من تا ابد بغضی دارد که یارای شکستن ندارد

بابک...
بابک...

یادم باشد بگویمت دیگر از این لبخندها ان هم ناگهانی نثار چشمان بی قرارم نکن دلم طاقت این همه عاشقی را یک جا ندارد...

بابک...
بابک...

دل خوشه به قدم زدن زیر نم نم بارون... شاید بتونه بشوره یه کم از دغدغه هامون ...

بابک...
بابک...

دلم بچگی می خواهد جلوی کدام مغازه پا بکوبم تا برایم آرامش بخرند...

بابک...
بابک...

پشت به پشت ایستاده ایم درصف نان در صف سکه در صف دلار هیچ کس به فکر آفتاب نیست ... بیایید صف ببندیم برای نور پیش ازآن که تاریکی همه جا را فرا گیرد پیش از آن که خورشید کرکره ی مغازه اش را پایین بکشد...!!!

بابک...
بابک...

نوشته هایم گریبان گیرت می شوند روزی ........ آنقدر که بینشان " آه " کشیدم ........