بابک...
مشکل ما با کافرانی نیست که همه را به کیش خود می پندارند بلکه با مؤمنانی است که همه را به کیش خود وامیدارند..
بابک...
لرزش صدایم، مال سرمای هواست این پرده ی اشک روی چشم هام هم،همین طور، چیزیم نیست به خدا، من فقط، دلواپس توام... لباس گرم در چمدانت گذاشتی؟؟؟
بابک...
تو می خواستی بشی " سنگ صبورم " ..تو شدی "سنگ" و من هنوز "صبورم
بابک...
دلتنـــگ نشــدي ببينــــی، چگـــونه خوبتـــرين خاطــــره ها، بـــی رحــــم تـــرين شـــان می شــــــود ...!
بابک...
سـرگـــــردان میان پاییـــز... . . . همراه برگ ها کـــــاش مرا هم جایی می برد بـــاد
بابک...
با این اوضاع گرونی اینقد ویتامینه بدنمون کم شده دیگه پشهها هم مارو تحویل نمیگیرن و نیش نمیزنن... اوقشون میاد خونه مارو بخورن!
بابک...
خواندی: « زیرِ باران باید رفت » و رفتی... از باران، بدم می آید دیگر ..
بابک...
مُـــدام به نیمه ی پرِ لیوان فکر می کنم و تــــــــو،،، که چــــای را نخورده، رفــــته ای...