بابک...
دُختـــَر اَست دیگـَر... گـــآهـے دلَش مے خـوآهـَد بَهـــآنـﮧ هـآے اَلَڪے بگیــرَد بـﮧ هَوآے آغــُوش تــو شـآنـﮧ هـآے تــُو ڪـﮧ بَعـــد تــ ُــو آرآم خیلــے آرآم دَر گــوشَش زِمزِمــﮧ ڪُنے ببیـטּ مَــטּ عـآشـقـتَـم..
بابک...
من میترســم شرمنده ی دلــم بشم یکی از همین روزا ...!
بابک...
برسان باده که غم روی نمود ای ساقی این شبیخون بلا باز چه بود ای ساقی حالیا نقش دل ماست در ایینه ی جام تا چه رنگ آورد این چرخ کبود ای ساقی دیدی آن یار که بستیم صد امید در او چون به خون دل ما دست گشود ای ساقی تیره شد آتش یزدانی ما از دم دیو گرچه در چشم خود انداخته دود ای ساقی تشنه ی خون زمین است فلک ، وین مه نو کهنه داسی ست که بس کشته درود ای ساقی منتی نیست اگر روز و شبی بیشم داد چه ازو کاست و بر من چه فزود ای ساقی بس که شستیم به خوناب جگر جامه ی جان نه ازو تار به جا ماند و نه پود ای ساقی حق به دست دل من بود که در معبد عشق سر به غیر تو نیاورد فرود ای ساقی این لب و جام پی گردش می ساخته اند ورنه بی می و لب جام چه سود ای ساقی در فروبند که چون سایه در این خلوت غم با کسم نیست سر گفت و شنود ای ساقی ...
بابک...
میخواهم گریه کنم ولی حیف...متاسفانه دیگر چشمانم هم یاد دلم نیست...
بابک...
می دونی چرا شیشیه جلوی ماشین انقدر بزرگه ولی آینه عقب انقدر کوچیکه؟ چون گذشته به اندازه آینده اهمیت نداره. بنابراین همیشه به جلو نگاه کن و ادامه بده.
بابک...
ماهی ها از تلاطم دریا به خدا شکایت بردند و چون دریا ارام شد خود را اسیر تور صیادان یافتند تلاطم های زندگی حکمتی از جهان هستی است پس از خدا بخواهیم دلمان ارام باشد نه اطرافمان!
بابک...
تقدیم به اذربایجان هموطن دل نگران فرداي تو ام تو که هستي ات در لحظه اي بر باد رفت تو که عزيزت اينچنين به زير خاک رفت هموطن امروز اگر از تو دورم قلبم از هر زمان به تو نزديکتر است هموطن غم تو درد من است هموطن دلم را به زير پايت مي گذارم هموطن اشکهايت را از ديده مي زدايم هموطن کلبه ات را دوباره مي سازم هموطن پوست تنم را به جاي فرش زير پايت مي گذارم هموطن قشنگترين گلها را در باغچه دلت مي کارم حتي اگر لحظه اي لبخند را به لبانت بازگردانم هموطن در خلوتم برايت بهترين سروده ها را مي سرايم
بابک...
خدایـــا گفتم دست خالی،زشت است مهمانی رفتن!! دست پُر آمده ام دستی پُر از گنـاه چشمی پُر از امیـد بمانم یا برگردم؟!؟
بابک...
اگر دوست دارید نظر شفاف خداوند را درباره پول بدانید ببینید آن را در اختیار چه آدم های هشلهف و بی معنی قرار داده است...
بابک...
شنيده بودم "پــــا" ، "قــلب دوم" است... امّا باور نداشتم... تا آن زمان كه فهميدم، وقتی دل مانـــدن ندارم، پای ایستادن هم نيست...
بابک...
هـیـجـــانــــی ستـــــ . . . ایـنـکـــه میـان دسـتـانَـتـــــ لـحـظـه ای چـشـــم هــــایــــم را بـبـنــــدم . . . و دنـیــــا بـــه سكوتــــ صـــدای نَـفَـس هــایَـتـــــ فــــرو رَوَد...
بابک...
خيانت است اما... آنقدر كه با يادت بوده ام باخودت نبوده ام...!