بابک...
حق دارند این چشمها ! اگر هنوز هم خیره میشوند به دور دستها اینها پشت سر مسافرشان آب ریخته اند...
بابک...
گفتم غم تو دارم………………چیزی نگفت و بگذشت حافظ خوشا به حالت……………..یار تو نگذشت وگفتا غمت سرآید
بابک...
دانشجوی عزیز ! دوست تحصیل کرده ی من ! شمایی که فردا میخواین دکتر مهندس این مملکت بشی! واقعا نمیدونی تو کلاس باید موبایلت رو خاموش کنی؟ نمی بینی خوابیم سر کلاس؟
بابک...
سلامتى همه اونایى که همیشه تو جمع میگن و میخندن ولى دو دقیقه که باهاشون تنهایى حرف بزنى میفهمى یه دنیــــــا غصه دارن .
بابک...
یه دختر چادری با دوستای بی حجابش میره بیرون، یکی از دوستاش بهش میگه دیوونه ای تو این گرما چادر می پوشی!!؟؟ببین مارو... گفت : کی رو تا حالا دیدی رو پیکان 48 چادر بکشه???