دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بابک...

پیش ما سوخته دلان مسجد و می خانه یکی است حرم و دیر یکیست,سفحه و پیمانه یکی است این همه جنگ و جدل ... درباره »
بابک...
مرد - متاهل
امتیاز: 3728

دنبال‌شدگان

(259 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(332 کاربر)

گروه‌ها

(15 گروه)

بازدید

بابک...
بابک...
در حرف دل

دورتر می شوی باهر نفسی که می کشم کاش میشد نفس را هم مثل بغض قورت داد!

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...
در حرف دل

چشم هایَ ت راوی ترینِ آیه دنیاست . نه سیبی برایِ بهانه می خواهم نه عیسا پیامبری برایِ کتمان!

بابک...
بابک...
در حرف دل

رویارویی با چشمهای تو جنگ تحمیلی است که اگر هشتاد سال هم طول بکشد به مصالحه نمی رسد ومن فرمانده ای که با بوسه ای تسلیم می شوم و از روی تمام شعر های شهیدم شرمنده ام!

بابک...
بابک...
در حرف دل

می‌ترسم باران برتمام دنیا ببارد و تو نباشی از آن روزی که رفته‌ای من عقده‌ی باران دارم…

بابک...
بابک...
در حرف دل

چه سه تار ... چه سی تار ...! فـرقی نمیکند... وقتی با یک تار ِ مـوی ِ تـو آشفته میشوم !!

بابک...
بابک...
در حرف دل

باور کن هیچ اورانیومی به اندازه ی اشکهایت غنی شده نیست هیچ کیک زردی شیرینی لبهایت را ندارد و هیچ بمب اتمی به اندازه ی گریه هایت مرا ویران نمی کند ای حق مسلم من...@خاص اتمی

بابک...
بابک...
در حرف دل

خدایا مرا با تشویق هایت فرستاده ایی روی تشک لااقل حریفی بفرست هم وزن و هم سطح... زورم به این شیطان نمی رسد...! باختم گردن خودت!

این ارسال را بازنشر کرده است.
بابک...
بابک...
در حرف دل

بـرای شـاعـر بـودن و نـوشـتـن.. نـیـازی بـه بـهـانـه نـدارم.. کـافـیـسـت نـبـاشـی . .

بابک...
بابک...
در حرف دل

ذهنم فلج می شـــــود… وقتی می خوانمت و تو حتی نمیگویی جـــــــــانم . . .

بابک...
بابک...
در حرف دل

کار به کشیدن نمی رسد بانو تا لبخند می زنی من فقط از زیبایی می میرم ، باید یک کسی مثل داوینچی را عاشق خودت می کردی ...!

بابک...
بابک...
در حرف دل

چطور دلت آمد؟... ... من حتی دلم نمی آید ادامه ی این شعر را بنویسم...!

بابک...
بابک...
در حرف دل

در مزرعه سوخته ام چون آدمک ..... خیره بر سایه خود می نگرم و کلاغی .... که مرا از تـــــــــــــــــــــه دل قاااااااااااااااااااار می زند هر روز.....

بابک...
بابک...
در حرف دل

من هر شب در آغوش بالشم به دیوار شب بخیر میگویم و برای بغضم لالایی میگویم تا خوابش ببرد و بگذارد کمی نفس بکشم... هه.. چه زیباست شب...

بابک...
بابک...
در حرف دل

بی هوا... وارد هوایم شدی... به دنبال دلیل نمی گردم... بمان و تو در نهایت در چشمان کسی اسیر می شوی که تو را... درک.... نه .... ترک خواهد کرد!!! روزی اگر نبودم تنها آرزویی ساده ام این است زیر لب بگویی ...

بابک...
بابک...
در حرف دل

نیمه ی گـُمشـــده ام نیستی كه با نیمـــه ی دیگـــــر به جُستجویت برخیزم تو ... تمام گـُمشده ی منــی تمام گـُمشده ی من....