بابک...
دارم شعر مینویسم پس تو باید، یک جایی همین جا ها باشی پس یک کم دیگر باید پیدا شوی پس، چند دقیقه دیگر زندگی بهتر خواهد شد ...
بابک...
دلمان کوچک است ولی انقدر جا دارد که برای هر عزیزی که دوستش داریم نیمکتی بگذاریم برای همیشه...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
یه روزی کسی را پیدا خواهید کرد که گذشته شما برایش اهمیت نداشته باشد چون میخواهد آینده شما باشد . . .
بازی با کلمات و دِل واژه ...
دل من چه شتابیست به راه؟ شاید آن نقطه ی نورانی دشت،چشم گرگان بیابان باشد!!
بازی با کلمات و دِل واژه ...
دلم تنــــــگ آن روزهایی شده که می توانستم از ته دل بخـــــندم...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
دیروز کودکی در امتداد کوچه های پر از بی کسی این شهر شلوغ دست تمنایی به سویم دراز کرد خالی تر از تمام آرزوهای کودکانه... دنیا عوض شده است کودکان به دنبال نان اند و ما به دنبال عشق
بازی با کلمات و دِل واژه ...
یکی ای کاش بیاید که وقت رفتن نرود.........
بازی با کلمات و دِل واژه ...
میشه یکی بیاد نبضمــو بگیره .... میگــم نکنه مـا مُــــردیــم ؟!! داغیــــم نمیفهمیــم ......!
بازی با کلمات و دِل واژه ...
یک روز در این سـرمـای ِ عـاطـفه هــا .. ! خــــــودم را می پیچانـم ، به خاطراتت .. ! بـا اینــکه نـیستـی ، ولـــــــی هنوز هم .. یــــــادت .. یک تـابـستـان گــرمـاسـت ...!
بازی با کلمات و دِل واژه ...
قلب شکسته ام...مثل مادری که لباس های ورزش بچه اش بوی سیگار میدهد....
بازی با کلمات و دِل واژه ...
در این وسوسه شهر بدنبال کسی میگردم که شبیه همه نیست مثل آب است دلش مثل پروانه ظریف مثل تو رویایی و نفس میکشد از عشق خدا من در این وسوسه ی شهر پی نیمه ی گمشده ی آینه ها میگردم