بهانه
دلم هوایت را کرده! کاش بودی... تو میدانی دلم بهانه چه چیز را می گیرد ذره ذره وجودم پرازبهانه است. "بهانه نبودنت"
بهانه
وقتی که گریه مرا از سر میگیرد... دریا ساکت میماند... و من.. بلند بلند... ترک برمیدارم!!
بهانه
انقدر این بغض های سنگین را فرو دادم معده ام درد گرفته نمیتواند این همه درد را یکجا هضم کند...
بهانه
چه خبر از دل تو؟نفسش مثل نفسهای دل کوچک من میگیرد؟ یا به یک خنده ی چشمان پر از ناز کسی میمیرد؟ چه خبر از دل تو؟ دل مغرور تو هم مثل دل عاشق من میگیرد؟ ......مثل رویای رسیدن به خدا همه شب تا به افق دل من نیز به آزادگی قلب تو پر میگیرد؟
بهانه
من در این بارش غم من در این یورش درد محتاج تپش های دل سنگ توام چتری برایم بگشا که آسمان دلم عجیب بارانی است...
بهانه
ای که مدتهاست با من نیستی ، من همانم که با من زیستی ، رنجهایم را شنیدی باز هم ، عاقبت گفتی ، غریبه ، کیستی ؟
1 سال و 2 ماه و 10 روز و 10 ساعت و 22 دقیقه قبل
ماشاالله قدمت
13 سال و 3 ماه و 29 روز و 15 ساعت و 34 دقيقه قبل
ما به همه سر میزنیم
13 سال و 3 ماه و 29 روز و 15 ساعت و 32 دقيقه قبلما؟
13 سال و 3 ماه و 29 روز و 15 ساعت و 31 دقيقه قبل
13 سال و 3 ماه و 29 روز و 4 ساعت و 31 دقيقه قبل