بهاره
وقتی از دنیا و آدماش خسته و نا امید شدی برو کوه و داد بزن آیا بازم امیدی هست؟ اونوقت تو جواب میشنوی هست، هست، هست.
بهاره
به یاد آرزوهایی که میمیرند...سکوتی میکنم سنگین تر از فـــــــریـــــــــــــاد
بهاره
زندگی یک فهم است فکر زنجیر کنی یا پرواز در همان خواهی ماند.........
بهاره
دکــمه هـا همیشــه فاصله ی بین ما بوده اند مـرا از تـو نــه ، ولی تـو را از من دور کـرده اند ... میکَنــمـشان ، خودتـــ بجایش زیـپــــ میدوزی!! غلطــ نکنــم / بانـــوی بی دکمـــه ی جدیدی به پسـتتـــــ خورده استــــ
بهاره
"عشق با دست های خالی یعنی سیگار بدون کبریت
بهاره
تـــــــو هیچـــــــــــــــــــــگاه نخــــــــــــــــواهی فهمیــــــــــــــــــد بی تــــــــــو این بـــــــــــــــــاغ پر از پاییـــــــــــــــــز اســـــــــــــــت
بهاره
پاییز رسید ، انار نیستم که برسم به دستهای تو؛ ... برگم پُر از اضطراب افتادن
بهاره
هــمـه ی ِ قـراردادهــا را کـه روی کـاغـذهـای بـی جـان نـمی نویسنـــد ! بــعـضی از عـهـدهــا را روی قــلـب هـای هــم مـی نــویــسـیـم ... حـواست به ایـن عـهـدهـای غـیـر کـاغـذی بـاشـد ... شـکـسـتَنـشـان یـک آدم را مـی شـکند
بهاره
شدهام خارپشتی که تیغ هایش ، دنیای امنی برایش ساخته ؛ اما ، پشت شب بوهای عاشق و مست ، در حسرت نوازشی بر دل
بهاره
حالم را پرسیدند ، گفتم رو به راهم ! نمی دانند رو به راهی هستم که تو رفته ای...
بهاره
دلمان که میگیرد تاوان لحظه هایی ست که دل بسته بودیمم ..!!!
بهاره
هنوز هم فرق پاتیل و پاستیل رو میفهمم همه دو تایین .. انگار من فقط یه موجود تک سلولی ام ... که زیر بار ِ این لقاح مصنوعی ِ یه شبه نمیره .... مشروبش تلخه ... حقیقتش تلخ تر ... به سلامتی ِ فاصله ، بین منو ، نفر بعدی ، که وقتی دستتو پس میزنم به اون میدی
بهاره
زندگی شاید آن لحظه ی مسدودیست که نگاه من در نی نی چشمان تو خود را ویران میسازد
بهاره
آنچه در من نهفته دریاییست... كی توان نهفتنم باشد...با تو زین سهمگین طوفانی...كاش یارای گفتنم باشد...